غربت باران000

 

باران که آمد٠٠٠لبهایم باریدند !

نامت با باران آمد٠٠٠

و چشمهایم٠٠٠

و دستهایم٠٠٠

همه باران شدند

٠٠٠تو با قطرات باران طلوع کردی

باران که آمد کوچه باغ من و تو تب کرد

و کلاغها٠٠٠

تا صبح خواندند در ضیافت باران و مه٠٠٠

گنجشگها زیر چتر هم بال گشودند٠٠٠

باران که آمد ٠٠٠من ماندم و یک جفت پای خسته در میان کوچه ء بی عابر

و تو دوباره باریدی بر تمام من

تمام من که از یاد برده بودم کیستم و چیستم

باران که آمد ٠٠٠بیادت بر تمام خویش گریستم

(باران می بارد اما می آید چون مسافری از کوچه های خاطره )

 

/ 9 نظر / 7 بازدید
عاشقونه های حامد و شاپرک

سلام شعر زیبایی بود ... باران که آمد ٠٠٠من ماندم و یک جفت پای خسته در میان کوچه ء بی عابر و تو دوباره باریدی بر تمام من تمام من که از یاد برده بودم کیستم و چیستم باران که آمد ٠٠٠بیادت بر تمام خویش گریستم زیبا بود. ممنونم که نمی یایی به وبلاگمون [چشمک] یادتونه ما همیشه سر لینک گذاشتن دعوا داشتیم یه روز از شما نبود یه روز از من ... [ماچ] [گل]

¸.•*´¨`*•.تنها ترین پرنده.•*´¨`*•.¸

در جستجوی پنجره ای باز نبودم یا بودم و دیوانه ی پرواز نبودم پایان نپذیرد سفر اشک من ای کاش دیوانه ی چشم تو از آغاز نبودم ای کاش نبودم به نگاه تو پریشان یا بودم و اینگونه غزل ساز نبودم

بابا عظیمی

...1... بيا عاشقي را رعايت كنيم ز ياران عاشق حكايت كنيم از آن ها كه خونين سفر كرده اند سفر بر مدار خطر كرده اند از آن ها كه خورشيد فريادشان دميد از گلوي سحر زادشان غبار تغافل ز جانها زدود هشيواري عشقبازان فزود عزاي كهنسال را عيد كرد شب تيره را غرق خورشيد كرد حكايت كنيم از تباري شگفت كه كوبيد درهم، حصاري شگفت از آن ها كه پيمانه «لا» زدند دل عاشقي را به دريا زدند ببين خانقاه شهيدان عشق صف عارفان غزلخوان عشق چه جانانه چرخ جنون مي زنند دف عشق با دست خون مي زنند[گل]

بابا عظیمی

...2... به رقصي كه بي پا و سر مي كنند چنين نغمه عشق سر مي كنند: «هلا منكر جان و جانان ما بزن زخم انكار بر جان ما اگر دشنه آذين كني گرده مان نبيني تو هرگز دل آزرده مان بزن زخم، اين مرهم عاشق است كه بي زخم مردن غم عاشق است بيار آتش كينه نمرود وار خليليم! ما را به آتش سپار كه پروانه برد با دو بال حريق» در اين عرصه با يار بودن خوش است به رسم شهيدان سرودن خوش است بيا در خدا خويش را گم كنيم به رسم شهيدان تكلم كنيم مگو سوخت جان من از فرط عشق خموشي است هان! اولين شرط عشق بيا اولين شرط را تن دهيم بيا تن به از خود گذشتن دهيم ببين لاله هايي كه در باغ ماست خموشند و فريادشان تا خداست چو فرياد با حلق جان مي كشند تن از خاك تا لامكان مي كشند سزد عاشقان را در اين روزگار سكوتي از اين گونه فريادوار بيا با گل لاله بيعت كنيم كه آلاله ها را حمايت كنيم حمايت ز گل ها گل افشاندن است همآواز با باغبان خواندن است[گل]

بابا عظیمی

دختر گلم عید سعید و فرخنده غدیر را بشما و خانواده محترمت و تمامی دوستانت از صمیم قلب تهنیت و تبریک میگویم و از جدم سالار شهیدان حضرت امام حسین ع برای تو عزیز همیشه دلی شاد همراه با لبی خندان توام با موفقیت و پیروزی در تمامی فصول سال و برای همیشه خواهانم....بازم تبریک میگم عید را و از کامنت ها و شعر های قشنگت در سایت ساحل ارامش یک دنیا تشکر و قدر دانی میکنم....شاد باشی[گل]

عاشقونه های حامد و شاپرک

سلام ممنون از لطف زیادی که بهم داری دوست عزیزم همیشه در خاطرم خواهی ماند تنهاترین پرنده ی من ... از آرزوی زیبایت بسیار سپاسگذارم دوست عزیزم عاشقانه ها با وجود دوستای خوبی مثه شما هنوز حرفهایی برای گفتن دارد درسته همه از یاد بردند عاشقونه ها را ولی ما هنوز هستیم و خواهیم ماند تا آنجا که نفسی باقی نمانده باشد [ماچ] [ماچ] [ماچ] [قلب] [قلب] [قلب] [قلب] [گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل] [گل] [گل][گل]

عاشقونه های حامد و شاپرک

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

بی سرزمین تر از باد

سلام به تنهاترین عقاب سفید وبلاگستان ادب پارسی ببینم حالا که با باریدن بارون به پهنای صورتت یادت اومد که چی شده کیف کردی یا نه؟ درسته پاهات خسته بوده اما دستات چی؟ یعنی بالهات چی؟آیا بالهای بلندت ارمغانی با خودشون نداشتن؟یه ذره سنگینی نمی کردن؟آیا هنوز هم بالهای بزرگت (همون دستای بزرگت) خالی از عشقه؟بارون باریده که؟بارون رحمت؟که خیلی چیزا رو یاد خیلی ها آورده؟ یه کوچولو نگاه کن ببین کمی بی حوصله یا بی قرار یا دمق نشدی؟ دوست نداری بی هدف و فقط برای اینکه پرواز رو دوست داری پرواز کنی؟ تبریک می گم.