به باغ همسفران000

 

صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف، درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است
کسی نیست
بیا زندگی را بدزدیم آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم
بیا زودتر چیزها را ببینیم
ببین عقربک های فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می کنند
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را
مرا گرم کن
و یک بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد
و باران تندی گرفت
و سردم شد آن وقت در پشت یک سنگ
اجاق شقایق مرا گرم کرد
در این کوچه هایی که تاریک هستند
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می ترسم
من از سطح سیمانی قرن می ترسم
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاهشان چراگاه جرثقیل است
مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات
اگر کاشف معدن صبح آمد صدا کن مرا
و من در طلوع گل یاسی از پشت انگشت های تو بیدار خواهم شد
و آن وقت
حکایت کن از بمبهایی که من خواب بودم و افتاد
حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم و تر شد
بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند
در آن گیر و داری که چرخ زره پوش از روی رویای کودک گذر داشت
قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست
بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد
چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد
چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید
و آن وقت من مثل ایمانی از تابش استوا گرم
ترا در سر آغاز یک باغ خواهم نشانید
زنده یاد:

   "سهراب سپهری"
/ 7 نظر / 7 بازدید
عرفان

سلام خیلی زیبا بود کلبه من را هم با قدومتان نورباران کنید.

مرضیه جون

سلام گل نازم عزيزم با مطلب جديد آپم حتما بيا پشيمون نمي شي منتظرتما بيا پيشا پيش عيدتم مبارك[ماچ][گل]

مهدی==دفتر عشق

سلام دوست عزیز خوبی؟[گل][قلب] دفتر عشق به روز شد منتظر حضور شما هستم برقرار باشی و سبز [گل][گل][گل][گل] این دو جواهر درخشان ، این دو کهکشان بیکران مرا عاشق کرد! این چشمهای زیبایت مرا شیفته ی با تو بودن کرد! یک لحظه به آنها خیره شدم و یک عمر اسیر قلبت شدم! چشمهای زیبایت را دوست دارم ، هر چه به آن خیره میشوم عاشقتر میشوم! [گل][گل][گل][گل]

سپیدار

بسیار زیبا بود [گل][گل][گل][گل]

مش قربون

درود بر شما شرمنده اگر فرصت نمی کنم از آپ های وبم به شما خبر دهم یا کمتر به شما سر میزنم خداییش مشغله بسیار است و وقت محدود وبلاگ طنز ما به روز شد [تایید][تایید][تایید][تایید][تایید][تایید] [تایید][تایید][تایید][تایید][تایید] [تایید][تایید][تایید][تایید] [تایید][تایید][تایید] [تایید][تایید] [تایید]

سامان

بگردید ، بگردید ، درین خانه بگردید دراین خانه غریبند ، غریبانه بگردید یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید یکی ساقی مست است پس پرده نشسته ست قدح پیش فرستاد که مستانه بگردید یکی لذت مستی ست ، نهان زیر لب کیست ؟ ازین دست بدان دست چو پیمانه بگردید یکی مرغ غریب است که باغ دل من خورد به دامش نتوان یافت ، پی دانه بگردید نسیم نفس دوست به من خورد و چه خوشبوست همین جاست ، همین جاست ، همه خانه بگردید نوایی نشنیده ست که از خویش رمیده ست به غوغاش مخوانید ، خموشانه بگردید سرشکی که بر آن خاک فشاندیم بن تاک در این جوش خروش است ، به خمخانه بگردید چه شیرین و چه خوشبوست ، کجا خوابگه اوست ؟ پی آن گل پر نوش چو پروانه بگردید بر آن عقل بخندید که عشقش نپسندید در این حلقه ی زنجیر چو دیوانه بگردید درین کنج غم آباد نشانش نتوان دید اگر طالب گنجید به ویرانه بگردید کلید در امید اگر هست شمایید درین قفل کهن سنگ چو دندانه بگردید رخ از سایه نهفته ست ، به افسون که خفته ست ؟ به خوابش نتوان دید ، به افسانه بگردید تن او به تنم خورد ، مرا برد ، مرا برد گرم باز نیاورد