پاییز جان000

 

 

مرا در پاییز پیاده کرده اند

 

 

به ایستگاه می روم

 

 

دوباره پاییز است ٠٠٠

 

 

باید سوار شوم٠٠٠

 

 

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش


ابر ، با آن پوستین سرد نمناکش


 باغ بی برگی


 روز و شب تنهاست


با سکوت پاک غمناکش


ساز او باران ، سرودش باد


 جامه اش شولای عریانی ست


ور جز اینش جامه ای باید

 
بافته بس شعله ی زر تار پودش باد


گو بروید ، یا نروید ، هر چه در هرجا که خواهد یا نمی خواهد


باغبان و رهگذاری نیست


باغ نومیدان


چشم در راه بهاری نیست


گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد

 
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید
 

 


باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟

 


داستان از میوه های سر به گردون سای اینک 


خفته در تابوت پست خاک می گوید


باغ بی برگی


خنده اش خونی ست اشک آمیز


 جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن

 

۰۰۰۰۰۰

 

پاییز را گرامی بداریم

/ 15 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاشقونه های حامد و شاپرک

سلام دوست قدیمی و نازنین و با وفایم می دونم خیلی از دستم ناراحتی ... منو ببخش ...[گریه] می بخشیم به خاطر بی معرفتیام ... قول می دم زود زود آپ کنم و به دوستای گلمم زود زود سر بزنم خیلی دلم واسه مطالبت تنگ شده بود... انقدر مطالبت زیباند که اشک آدم رو در می یارند... اگه عمرم یه نفس بود واسه دیدار تو بس بود آخه عاشق تو بودم نبـــــــتودم اگه دیر به تو رسیدم اگه آخرش بریدم ولی آرزومو دیدم ندیــــــــــــدم از خدا چیزی نخواستم جز یه عشق یادگاری پیشکش تو که یه روزی بتونی تنهام بذاری ... اشکمو در اورد [گریه] [گریه] [گل]

رها پاییزان

(`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´) [گل]«`'•.¸.¤RAHA.P¤.¸.•'´»[گل] (¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸) ســــــلامی پر مهر به دوســت خـــوبــــم "حالا که عکستو می بینم ، وقتی به چشمات خیره میشم ،یه جور دلواپسی به سراغم میاد دلواپس اینکه روزهای عاشقی من و تو به انتها نرسه " با زمزمه ایی عاشقانه به روزم . موفق و پیروز باشی .( دعوتنامه عمومی ) (`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´) [گل]«`'•.¸.¤RAHA.P¤.¸.•'´»[گل] (¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸)

عاشقونه های حامد و شاپرک

سلام ممنونم که اومدی [ماچ] خیلی ممنونم [ماچ] در مورد آهنگ وبلاگت باید بگم که خیلی زیباست به همین خاطره که ... شما که بهتر از کاربرای عادی می دونی سرگذشت زندگیمو [گل] بازم ممنونم خیلی دوستت دارم میدونی این آهنگت نمی ذاره از وبلاگت دل بکنم [گل] تا تموم نشه نمیرم [گل] [گل] [گل][ماچ] [گل] [گل] [گل]

بی سرزمین تر از باد

سلام تنهاترین پرنده روی زمین شش روزه آپ نکردی.تنها که می پری،شش روز یه بارم نمی خوای آپ کنی؟ ممنون که بهم سر زدی.ما منتظر بعدیش هستیم.گرچه ما که ذوق شعر و شاعری نداریم اما به خدا سوادش رو داریم بخونیم! پس خواهش می کنم بنویس.راستی عکسی که انداختی خیلی خوشکله.نمی دونم طبیعیش رو دیدی یا نه.،اما به هر حال وصف العیش نصف العیش.[گل]

بابا عظيمي

سلام دختر گلم اين اپديت باغ بي برگي منو ياد اپديت خودم و بي برگي اون مياندازه كه با بيشتر بودن تو حالا داره تبديل ميشه دوباره به گلستاني از عشق و صفا[گل]

بابا عظيمي

باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد و بهار روی هر شاخه، کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه آواز شده است و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقی ها را گل به دامن کرده ست. باز کن پنجره ها را ای دوست. هیچ یادت هست؟ که زمین را عطشی وحشی سوخت؟ برگ ها پژمردند تشنگی با جگر خاک چه کرد؟ هیچ یادت هست؟ توی تاریکی شب های بلند سیلی سرما با تاک چه کرد؟ با سرو سینه گلهای سپید نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟ هیچ یادت هست؟ حالیا معجزه باران را باور کن و سخاوت را در چشم چمنزار ببین و محبت را در روح نسیم که در این کوچه تنگ با همین دست تهی روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد. خاک جان یافته است تو چرا سنگ شدی؟ تو چرا اینهمه دلتنگ شدی؟ باز کن پنجره ها را و بهاران را باور کن! ( مشيري )