بهونه ی دلم.....

 

اين قرارمون نبود من عاشق باشم و تو تنها

مگه نمی دونستی من به هوای تو نفس ميکشم؟

آخه چطور می تونی از اين کوچه بدون من بگذری؟

من همين جا هنوز نشسته ام.......

(قابل توجه دوستانم : آهنگ وبلاگ عوض شده است فقط کانکت آن کمی طول ميکشد )

/ 5 نظر / 4 بازدید
محمد

سلام خواهر مهربونم خيلی قشنگ نوشتی مثل هميشه... كدام راه است كه پاي خسته را نشناسد كدام كوچه خالي از خاطره است و كدام دل هرگز نتپيده به شوق ديدار بيا تا برايت بگويم از سختي انتظار كه چگونه در ديده هاي باراني رنگ هذيان به خود مي گيرد موفق و سربلند باشی... و به آرزوهایت برسی انشا الله... حق نگهدارت

بابا عظیمی

بهترین لحظات منظومه شمسی در آسمان دل شما و تمامی کهکشانها در شب و روز اینده در حال سپری شدن است برگی دیگر از تاریخ زرین دین مبین اسلام درحال طی شدن است..افتخاری دیگر برای تمامی شما دوستان مومئن و خوب من... همه باهم درجشن میلاد نور و در سایت محبوب خودتان ساحل ارامش باشیم...خداوندا شکر که نفسی باقی ماند تا میلاد ستاره های درخشان و فرشته های اسمانی تورا در سال 1385 همه باهم درحال جشن و سرور گرداگرد هم باشیم

بابا عظیمی

دختر گلم ضمن تبریک میلاد با سعادت پیامبر گرامی و امام صادق ع ...از شما دعوت میشود تا در اپدیت و جشن میلاد نور که هم اکنون در سایت ساحل ارامش انجام شده شرکت کنید ..هم شما و هم همه دوستان شما

حسین

رفتم از پله مذهب بالا.تا ته کوچه شک.تا هوای خنک استغنا.تا شب خیس محبت رفتم.. من به دیدار رفتم در آن سر عشق.رفتم.رفتم تا زن.تا چراغ لذت.تا سکوت خواهش.تا صدای بر تنهایی.... به مولا قسم میخوامت آبجی!!!

saman

بار يد صداي تو و گل كرد ترنم / انبوه و درخشنده چنان خوشه ي انجم / تعبير زميني هم اگر خواسته باشي/ چون خوشه ي انجم نه كه چون خوشه ي گندم / عشق از دل ترديد بر آمد به تجلا/ چون دست تقين ز گريبان توهم / خورشيد شدي سر زدي از خويش كه من باز / روشن شوم از ظلمت و پيدا شوم از گم / آرامش مرداب به دريا نبرازد / زين بيشترم دم بده آري به تلاطم / شوقي كه سخن با تو بگويم ،‌ گذرم داد / موساي كليمانه ز لكنت به تكلم / بسم الهت اي دوست بر آن غنچه كه خنداند / صد باغ گل از من به يكي نيمه تبسم/ شعر آمد و باريد به همراه صدايت / الهام به شكل غزلي يافت تجسم / دادم بده اي يار ! از آن پيش كه شعرم / با پيرهن كاغذي آيد به تظلم / موفق باشی