ناتمامست قافیه000

من شخصا دوست ندارم اینجا سیاسی بنویسم

اما خب وقایع دلخراش غزه دل هر انسانی رو به آتش می کشاند

راستی اگر امروز امام حسین (ع) درمیان ما بودند٠٠٠

چه می کردند؟

و اگر چشم و گوش این آدمکهای سازمان ملل بسته نبودند٠٠٠

چه میگفتند و چه میکردند؟

آزادی٠٠٠

محور تمام ادیان الهی ست

عیسی مسیح (ع) پیامبر مهربانی هستند

در کلیسا ها از محبت به تمام انسانها کلی حرف و سخن گفته میشود

اما٠٠٠

در جایی که امروز محور اخبار جهان است

انسانهایی صرف نظر از اینکه اهل کجا هستند و چه دینی دارند٠٠٠

قتل عام می شوند٠٠٠در این روزگار ستم

بر اشک سرد کودکی که هرگز صبح را نخواهد دید باید گریست

چه دستی برای کودکان تشنه ء غزه آب خواهد آورد؟

کودکانی که فقط به جرم آنکه در فلسطین به دنیا آمده اند قتل عام می شوند

امروز هم٠٠٠٠عاشوراست

و شاید هر جایی که مظلومی از پای می افتد ٠٠٠٠کربلا ست

 ٠٠٠٠٠٠٠

به اطلاع دوستان عزیزم می رسانم که راز پرواز شعبه دوم دارد !

http://sky2009.blogfa .com

براساس یک اتفاق جالب صاحب این وبلاگ شدم

اگر مایل بودید تشریف بیارید خوشحال می شوم

/ 7 نظر / 7 بازدید
سحر

سلام اگه دوست داشتی بیا با هم بنویسیم جات تو جمع ما خیلی خالیه.

مهدی@@دفتر عشق

دوباره دلم هوای تو را کرده است، دوباره دلتنگت شده ام و دلم گرفته است! برایم بگو از عشق ، تا آرام شود دلم ، من که جز تو کسی را ندارم ، برایم درد دل کن تا دیگر احساس دلتنگی نکنم! در کنارم باش تا احساس تنهایی نکنم ، من که تنها تو را دارم ، دلم نمیخواهد احساس بی کسی کنم! مدتیست که چهره ماه تو را ندیده ام ، لحظه های دور از تو بودن را تحمل کرده ام و از تو شکایتی نشنیده ام!

ایمان

امروز با لب‌های بسته از دستانت آب نوشیدم! تو که سقا باشی همه چیز حل است. راستی چقدر خوب می‌شود آب ننوشید و نوشید و سیراب شد. اگر باز هم تشنه شدم، جدی نگیر؛ بگذار به حساب دوستت دارم و این حرف‌ها... اصلاً شاید دل لب‌هایم هوای دستانت را کرده است. آب . . .

شب اول قبر

سلام قبلا توی این پست برام نظر داده بودی.... http://setareysorby.persianblog.ir/1385/3/#26 میخوام بیای و روایت دیگری رو بخونی اسمش رو گذاشتم تراژدی اگه وقت داشتی همه قسمت ها رو بخون به هم ربط دارند

سامان

سيرم از زندگي و از همه كس دلگيرم آخر از اين همه دلگيري و غم مي ميرم پرم از رنج و شكستن، ‌دل خوش سيري چند ؟ ديگر از آمد و رفت نفسم هم سيرم هر كه آمد، دل تنهاي مرا زخمي كرد بي سبب نيست كه روي از همه كس مي گيرم تلخي زخم زبان و غم بي مهري ها اينچنين كرده در آيينة هستي پيرم بس كه تنهايم و بي همنفس و بي همراه روزگاريست كه چون ساية بي تصويرم دلم آنقدر گرفته است، خدا مي داند ديگر از دست دلم هم به خدا دلگيرم! [لبخند][گل]

مهدی@@دفتر عشق

سلام خوبی؟[گل][قلب] دفتر عشق به روز شد منتظر حضور گرمت هستم موفق باشی[گل][قلب]