شرقی ترین احساس 000


شاد باش !


چشمهء جوشان مهر و شفقّت باش


زندگی را به رقص در آور !


ترانه خوان باش


آنگاه هرچه از تو میجوشد ومی تراود زیبایی ست

4chrock.jpg 



 عشق بیشتر به رایحه می ماند تا گل !


گل دارای شکل وصورتی ست


شکل و صورت ؛ هرچیزی را محدود میکند


در حالیکه عشق حدی نداردو بیکرانه است


و بیکرانه در قالب هیچ شکلی نمیگنجد


اما این از جهل ماست که«به عشق شکل و صورت و رنگ و قالب میده»


ماییم که مرزها را می آفرینیم !


ماییم که قفس میسازیم


و هرچه در این زمینه توفیق بیشتری می یابیم


« عــــــشق  را کمـــــــــــتر تجربه میکنیم »


عشق پرنده ایی نغمه خوان است


در قفس ِ تنگ هرگز نمیخواند ۰۰۰میــــــــــــمیرد !


عشق پرنده ای ست که به پرواز زنده است


پرواز را نمیشود در قفس کرد !!!


پر ِ پرواز در قفس میشکند


این قفس حتی اگر از طلا ساخته شده باشد


باز موجب « مرگ پرنده »  میشود


پرنده ایی که آزادست با پرنده ایی که در قفس است فرق دارد


به ظاهر شبیه هم هستند اما در ماهیت باهم فرق دارند


پرنده ایی که آزادست ؛


در باد۰۰۰


در ابر و مِه و باران است


چنین پرنده ایی آزادست و به دلیل همین آزادی


«« سعـــــــــــــادتمند  »» است


پرنده ء قفسی۰۰۰


بظاهر پرنده است


امّا آسمان ندارد !


آزادی ندارد


سعادتمند نیـــــــــــــست


عـــــــــــــــشق  « پرنده » است

 


و عاشق آزادی ست


عشق به پهنه ء آسمان نیاز دارد تا رشد کند


عشق را هیچگاه در قفس نکن !


زندانی اش نکن !


به قالبش نریز !


و به آن صورت و شکل نده !


آن را به هیچ نامی ننام !


و هیچ برچسبی بر آن نچسبان ۰۰۰هرگز !


فقط بگذار عشق رایحه ایی باشد


نا پیدا و رها


آنگاه عشق فرصت می یابد


تا تو را بر بالهای خویش بنشاند

و به «««  فراسو »»» ببرد

/ 10 نظر / 2 بازدید
سحر

وبلاگ زیبایی دارید واقعا لذت بردم وقت کردید به منم سر بزنید خوشحال میشم روز خوش[گل]

میثم

سلام زیبا بود با پیاده روهای تنهایی به روز هستم[گل]

علی بی غم

سلام وب جالبی داری به منم سری بزن راستی اومدی یه کلیک روی تبلیقات یادت نره

اریک

Te vi gitana morena Caminando por la plaza Sola en el reflejo de la luna Con mi guitarra y cantando Y yo con mi guitarra alli cantando Para ti hermoso Y tu te pones a bailar Con gracia y alegria Mira la gitana mora Mira, mira como baila Siguiendo el compas de la guitarra Siguiendo el compas gitano y moro

بابا عظیمی

در این دنیای ظالم پرور و مظلوم کش شادم که در بحر غمم...اما امید ساحلی دارم.... اونم ساحل و مسافر عزیزم.....ممنون ای خوب ومهربان که دیدن کامنتهای تو شاید بتونه کمک کنه منو برگردونه به خاطرات گذشته و تو سایت.....شاد باشی همراه خانواده محترمت[گل]

بابا عظیمی

در این دنیای ظالم پرور و مظلوم کش شادم که در بحر غمم...اما امید ساحلی دارم[گل]

غروب آخر

در من کسیست، که مثل هیچکسی نیست. آواز او، ترنم باران صبحدم چشمش به رنگ مهربانی چشم کبوتر چاهی، وقتی کنار پنجره ی شب در انزوای کوچه ی تنهایی قلبم برای گریه گرفته او با دو چشم خسته ی من گریه میکند... [گل][گل][گل]

قاسم محمدی

تارو پودو هستی ام بر باد رفت اما نرفت [گل] عاشقیها از دلم دیوانگیها از سرم[گل] عاشق

سامان

روز تلخ آخرم را زیر باران گریه کن ... مه گرفته ، رقص تابوت در هوا را گریه کن ... گریه کن ، من را میان دست ها و اشک ها اشک کن بدرقه راهم ، به یاد یاد ها روز خوب دل سپاری ، روز تلخ رفتنم ... خاک بسپار خاطراتِ از رنگ و رو افتاده ام ... گریه کن ... من را ، دلم را ... خط به خط فریاد ها... سر به دار و چشم بر در ، در دلم آشوب ها گریه کن ، و بغض بشکن ... در هجوم خاطرات دفترم را پاره کن ...دیگر این پایان ماست [گل][لبخند]