نقاشی...

1640129-lg.jpg

روبروی بوم نقاشی ام نشسته ام.....

رنگ بومم خاکستريه خاکستريه....درست مثل روزهای اخيرم !

همين چند روز پيش بود که سپيدی سطح بوم رو با قلم موی بزرگم خاکستری کردم

و حالا بازهم دلم برای سپيدی ها تنگ شده ....

آخه من عاشقانه رنگ سپيد را دوست دارم....

با خودم ميگم : عيبی نداره روی خاکستری هم ميشه نقاشی کرد!

از قلم موی صفر شروع ميکنم.....

آنرا در سبزی چمن زار ميزنم ( رنگهای طبيعی زيباترست)

و آرام پايين بوم خطی ظريف و سبز ميکشم.....

خاکستری بوم ترک برميدارد.....

آرام آرام سبز ها را در دل خاکستری ها روان ميسازم....

کم کم منهم چمن زاری را در بوم خويش خلق ميکنم....

يک چمن زار سبز و زيبا ...

اما بدون گل ؛ سبزه زارم پريده رنگ است.....

قلم مويم را از سبز ميشويم ودر رنگين کمان گلهای بهاری ميزنم.....

گلهای سپيد و رزد و سرخ و بنفش و صورتی.........

 يک چمنزار پر از گل07.gif

اما باز بفکر فرو ميروم .....آره يک درخت هم خوبست آن گوشه ی تصوير باشد!

چه درختی؟......ميوه باشد بهتر است......سیــــــــــب32.gif

يک درخت تناور سيب سرخ ميکشم ....

ياد مادر بزرگ افتادم که هميشه با دستمال نخی سيبهای سرخ را براق ميکردند

....و چقدر سيبها زيبا ميشدند و چه خوشمزه بودند 03.gif

تا يادم می آيد کودکی من پر از سيب بوده است!

وهنوزم به عادت کودکی ها هميشه توی کيفم سيب هست

انگار بخشی از هويتم شده!01.gif

چه خوب شد نقاشی ام ....

اما مه خاکستری رنگی داره اونومی پوشونه...

نميذارم!

قلم مويم را در آسمان آبی ميزنم....

و هر چه خاکستريست از آسمانم پاک ميکنم.....من آسمان آبی دوست دارم......

هفت رنگ آبی در آسمانم ميکشم........

وای چقــــــــــــدر زيباست !

33.gif....اما

باز چيزی کم است.....اصلا آسمون بدون پرنده به چه دردی ميخوره؟

چند تا پرستو اون گوشه ميکشم ....آخه بهار شده همه دارن برميگردند......

اما اينها راضی ام نمی کند!

آسمان من بايد جولانگاه عقاب باشد!

يک عقاب زيبا بالا ترين نقطه ی آسمون ميکشم.........

عاشقانه عقابم را نگاه ميکنم.....دوست داشتم هميشه عقاب باشم !

اما عقاب من کوه ندارد......مگر عقاب بدون کوه ميشود؟

پس يک کوه بلند اين سمتِ نقاشی ام ميکشم.....

آها....داره کامل ميشه..........

33.gif اما......

پس نور و گرما چی؟

خورشيد!.......آنرا فراموش کرده بودم.....

اما من اين پايينم و خورشيد اون بالا......تازه قلم مويم را ميسوزاند اگر به آن نزديک شود...

چکار کنم؟06.gif

يک سيب زرد را توی آسمونم ميکشم ....

اينم از خورشيد.....

خب......نقاشی ام تمام شد.....

بايد بروم !

من با شعرهای سهراب سر چهارراه سبز بهار قرار دارم.....

از جايم بلند ميشوم ؛ کنار پنجره ميروم آنرا باز ميکنم...

اتاقم پر از بوی باران ميشود......

آسمان شهرم بارانيست ........اما من يک آسمان آبی روی بومم ....

و يک آسمان ديگر در قلبم دارم.....که خورشيدش لبخند زيبای توست.....

خورشيدی که هرگز غروب نمی کند!

يا حق...07.gif

 

/ 14 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تنهاترين غريبه

نيامدی... از من رنجيده ای؟ من منتظرتم ساحل عزيز... تا اشتباهم را به رويم بگويی... روزی خاکستری را معنی کردم... نه آنقدر خوب که سفيد نه آنقدر خوب که سياه... رفیق ویرانی حجم خاکستری در پیش است نوری در ویرانه هایم باش به امید تولدی دوباره از پشت پنجره ها...

اشک دلتنگی

سلام .. قشنگ بود .. اميدوارم موفق باشی .. ممنون از نظرت

پرستو

بابا ای ولخيلی جالب بود يعنی همه نوشته ها جالبند اما بعضی هاشون محشرنمن از همه شون کپی دارم ميخوام يه وبلاگ از رو وبلاگت کپی بزنمشوخی بود تو عشقی مسافر دوست دارم يادته چقدر شيطونی ميکرديم با همبخدا دلم برا همه اون بازيگوشی های تو تنگ شده به اميد ديدار

Dj30ma

سلام خوبی؟ شما باید آقا حسین باشید نه؟(تو ۳۶۰) وبلاگ قشنگی دارید... به منم سر بزنید خوشحال میشم!

علی(سرزمين دور)WwW.Sarzamine Door.Com

دوست من سلام اميدوارم هرجا هستی شادوسلامت باشيد.بابهترين ارزوها برای شما...ياحق......//وشب ازراه ميرسد . بی ستاره ترين شبها . چرا که در زمين پاکی نيست. زمين از خوبی و راستی بی بهره است. و آسمان زمين بی ستاره ترين آسمان ها است.

بابا عظیمی

سلام عزیز دلم...یه حرفی ته دلم مونده بزار بگم..شب و روز انتظار میکشم همیشه این مسافر مهربون من با کوله باری از اینهمه نوشته های قشنگش سوار زورقی از عشق بشه و قدم برچشمهای بابایی بزاره تا شاید از وجود پر برکتش ساحل ماهم به ارامش حقیقی خودش برسه...شاد باشی گلم

مسافر

با سلام ......نه دوست عزيز من آقا حسين نيستم!.........مسافرم و نامم ساحل.....يا حق

يک دوست

آفرين و صد مرحبا بر اين قلم توانای تو دوست گرامی واقعا محشره آفرين

حسین

مثل همیشه زیبا نوشتی ساحل جان... تا میتوانی بنویس... دوست دارم آبجی

پرند

سلام بر ساحل عزيزم من هميشه وبلاگتو می خوندم عزيز دلم اما نظر نميدادم (از تنبلی)اما اين بار ديگه نشد نظر ندم چون متنی که نوشتی خيلی لطيف و قشنگ هستش دختر داييه عزيزم آرزوی من موفقيتهای روز افزون توست