بهانه من برای زندگی۰۰۰۰۰۰۰

این همه قول و غزل تعبیه در منقار بلبل نیست ۰۰۰۰

هست؟

از چه میپرسم؟

صبر کن میگویم !

جاده از دور صدا می زند گامهای تو را0000

مگه ناله از دل بر نمی آید؟

اصلا نقطه سر خط !

وقتی هستی جز همه خواستنی ها ۰۰۰یک خواسته بیشتر ندارم !

زمان بمیرد در تلاقی حس پاک با هم بودن !

زمان این بیرحم بی مرگ ۰۰۰

سریع می رود و ثانیه ها را در تلاطم دریای طوفانی اش غرق میکند۰۰۰

دارم از مردن لحظات بر تارک حس مینویسم !

هر چند وقتی دفتر خاطرات دل را ورق میزنی ناخودآگاه از تکرار اون لحظات

لبخندی سبز بر لبانمان می نشیند

اما حقیقت اینه که رفته ها رفته اند۰۰۰۰۰

اما تو ای سبز جاری در کلماتم!

در هر نگاه من تازه سروده می شوی۰۰۰

در هر خواب من رشد میکنی۰۰۰۰

و در هر بیداری به جاودانگی دفتر دلم می پیوندی۰۰۰

باور نداری؟

میگی شوخی نکن؟ !

خب ۰۰۰۰من هیچ دلیلی برای اثبات بافته هایم جز لباس سبز عشق ندارم

من خود را همزاد همه گلهای بنفشه میدانم

در بهار سبز میشوم و زود میروم اما بازدر بهاری دیگر می آیم !

و تو خون جاری در این رگهای سبزی۰۰۰۰

این روزا خیلی شاعرم !

این روزا برای من آبی ترین پرواز را ذره ذره حکایت میکنند

من از نوشته های تکراری بیزارم

از التماسهای عاشقانه۰۰۰۰

یا از شعرهای دست و پا گیر !

اگر از تو مینویسم اینها فقط نامه های دلتنگیه من هستند

آره نامه۰۰۰۰به تو که از من دوری اما در قلبم نشسته ایی۰۰۰۰

نزدیکتر از من به خودم بعد از خدا۰۰۰

واین یعنی یگانگی در عشق

بگذار نامش را عشق نگذارم !

چون با نوشته های زنده یاد دکتر شریعتی۰۰۰۰

عشق زیاد مطلوب دلهای آسمانی مثل تو نیست۰۰۰۰

اسمش رو میذاریم بهونه ء زندگی !

خوبه؟

بهونه ء زندگی یعنی همون امید و آرزو ی هر دل تنها

و من تنهایی هایم را در یک تقسیم عادلانه با تو سهیم شدم !

پس ای بهونه ترین بهانه ۰۰۰۰

تو را در گریه های صادقانه ام۰۰۰۰

در خنده های بی شکیبم۰۰۰

و در تک تک لحظات با خود ماندنم میجویم۰۰۰۰

بگو کجایی؟

غیر از دل من که میدانم و می بینمت!

چه تفاهم ساده ایست میان من و این پاره های کشتی شکسته دل !

همه به من باز میگردند ۰۰۰به ساحل !

و تورا با هر موج این دریا در گوش من زمزمه میکنند۰۰۰

و از دور فانوس دریایی من با چشمهای روشنش نگران منست !

پدرم ۰۰۰۰

چشمهای روشنش در شبهای تنهاییه من ستاره راهنمای من هستند۰۰۰۰

او با نگاه با من حرف میزند۰۰۰۰

میداند در درون این ساحل آرام۰۰۰چه دریای طوفانی ایی زندگی میکند!

اما۰۰۰

باز کن پنجره را که بهار در یک قدمی توست000

من از مصاحبت باران می آیم ۰۰۰۰

من پشت شیشه می بارم و تو مرا مینگری۰۰۰۰

دستهایت را برشیشه بگذار تا تنهاییه سرد مرا لمس کنی۰۰۰۰

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 آن کلاغی که پرید
از فراز سرما
و فرو رفت در اندیشه آشفته ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزه کوتاهی پهنای افق را پیمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر 

 همه می دانند
همه می دانند
که من و تو از آن روزنه سرد عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخه بازیگر دور از دست
سیب را چیدیم
همه می ترسند
 همه می ترسند اما من و تو
 به چراغ و آب وآ ینه پیوستیم
و نترسیدیم

سخن از پیوند سست دو نام
و هم آغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست
سخن از گیسوی خوشبخت منست
با شقایق های سوخته بوسه تو
و صمیمیت تن هامان در طرّاری
و درخشیدن عریانیمان
مثل فلس ماهی ها در آب
سخن از زندگی نقره ای آوازیست
که سحرگاهان فواره کوچک می خواند
 ما در آن جنگل سبز سیال
 شبی از خرگوشان وحشی
و در آن دریای مضطرب خونسرد
از صدف های پر از مروارید
و در آن کوه غریب فاتح
از عقابان جوان پرسیدیم
که چه باید کرد ؟

همه می دانند
همه می دانند
ما به خواب سرد و سکوت سیمرغان ره یافته ایم
ما حقیقت را در باغچه پیدا کردیم
در نگاه شرم آگین گلی گمنام
و بقا را در یک لحظه نا محدود
که دو خورشید به هم خیره شدند
 سخن از پچ پچ ترسانی در ظلمت نیست
سخن از روزست و پنجره های باز
و هوای تازه
و اجاقی که در آن اشیا بیهده می سوزند
و زمینی که ز کشتی دیگری بارور است
 و تولد و تکامل و غرور
 سخن از دستان عاشق ماست
 که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم
بر فراز شبها ساخته اند

به چمنزار بیا
به چمنزار بزرگ
و صدایم کن از پشت نفس های گل ابریشم
همچنان آهو که جفتش را
پرده ها از بغضی پنهانی سرشارند
 و کبوترهای معصوم
از بلندی های برج سپید خود
به زمین می نگرند
 

(فروغ فرخزاد)

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

من این شعر را بارها خوانده ام اما هر بار برایم تازگی دارد۰۰۰

مرا و تو را این همه بهانه برای زیستن بس است !

اگر خزان زده بودم  مرا ببخش۰۰۰۰

بهار را در رگهای بهانه ات می یابم

و دوباره متولد میشوم در بهار۰۰۰۰

بهار یعنی تو ۰۰۰۰

                                    سه شنبه / هشتم / اسفند ماه

/ 56 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

سلام! بهار با اين همه صدا می آيد آمده تا سکوتت را به يک باره به هزار تکه ی دست نيافتنی خرد کند . عيدت پيشاپيش مبارک.فاطمه تمام مزرعه از خوشه های گندم پر وهيچ دست تمنا دريغ سنبله ها را درو نخواهد کرد درو گران همه پيش از درو درو شده اند حميد مصدق

سما

سلام ساحلم! هيچ به فکر اين شکسته دل هستی؟ دلم خيلی تنگه برای گريه ... ساحل آرامش هميشگی رو ندارم صدای خسته ی قلبم رو می شنوم باور می کنی! اما بازم خدا رو شکر که خودشو دارم کاش مثل قديم تو پيشم بودی باهم درد دل می کرديم و من وتو آروم می شديم دوستت دارم و تنها آرزوی من در سال جديد برای تو و عزيزانت شنيدن خنده ی بدون غمه مواظب خودت باش که می دونی برام عزيزی به وبلوگم سر بزن و آهنگشم برام عوض کن

سما

ساحلم سلام دوستت دارم و هميشه به فکرتم تونستی عوضش کن ساحلم دلم برای گذشته تنگ شده و خيلی راحت صدای قلب خستمو حس می کنم مواظب خودت باش

علی (آدمکها)

عاقبت من عشق را معنا مي كنم لحظه ها را با حضور عشق زيبا مي كنم بال پروازم نماند اما كنار دسته گل مي نشينم شاپركها را تماشا مي كنم در فلات سيب از زنبيل لبريز بهار چند قطعه عشق و زيبايي تمنا مي كنم عشق را مي آرم كنار گنبد رنگين كمان...... قامت هفت آسمان را پيش او تا مي كنم............سلام .اميدوارم سال جديد پراز خوبی و برکت برای شما مبارکباشد..

¸.•*´¨`*•.تنها ترین پرنده.•*´¨`*•.¸

با سلام خدمت همه دوستان عزيزم۰۰۰ من مدتی بود که نبودم۰۰۰۰ شرمنده همه هستم که با تشريف فرمايی شون به من لطف و محبت داشتند۰۰۰۰۰ در اسرع وقت به وبلاگهای قشنگتون سر ميزنم۰۰۰ سال نو مبارک

دختري از جنس بهار

با ارزوی ۳۱۵۳۰۰ ثانیه دوستی ، ۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت ،۸۷۶۰ ساعت عشق ،۳۶۵ روز سلامتی ،۵۲ هفته خنده...۱۲ ماه شادی...سال ۸۶ مبارک...امیدوارم سال خوبی داشته باشید! _____****__________**** ___***____***____***__ *** __***________****_______*** _***__________**_________*** _***_____________________*** _***____سال نو مبارک!____*** __***___________________*** ___***_________________*** ____***______________ *** ______***___________*** ________***_______*** __________***___*** ____________***** _____________*** ______________*

فريد(گلهای کاغذی)

دو شاخه نرگست ای یار دلبند چه خوش عطری درین ایوان پرکند اگر صد گونه غم داری چو نرگس به روی زندگی لبخند لبخند گل نارنج و تنگ آب و ماهی صفای آسمان صبحگاهی بیا تا عیدی از حافظ بگیریم که از او می ستانی هر چه می خواهی سحر دیدم درخت ارغوانی کشیده سر به بام خسته جانی بهارت خوش که فکر دیگرانی سری از بوی گلها مست داری کتاب و ساغری در دست داری دلی را هم اگر خشنود کردی به گیتی هرچه شادی هست داری چمن دلکش زمین خرم هوا تر نشستن پای گندم زار خوشتر امید تازه را دریاب و دریاب غم دیرینه را بگذار و بگذر ............ سال خوبی داشته باشی

محمود

فرارسيدن نوروز و سال نو را شادباش ميگويم. برايتان تندرستي و نيکروزی در سال نو آرزو دارم. باشد که سالي سرشار از شادی و کامروايي داشته باشيد.

محمود

فرارسيدن نوروز و سال نو را شادباش ميگويم. برايتان تندرستي و نيکروزی در سال نو آرزو دارم. باشد که سالي سرشار از شادی و کامروايي داشته باشيد.

يه چشم به راه

با سلام و آرزوی توفیق روز افزون برای شما دوست عزیز. حلول ماه ربیع الاول و فرارسیدن نوروز 1386 رو به شما و خانواده محترمتان تبریک و شاد باش عرض میکنم. ××××××××××× یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال ××××××××××× منتظر حضور سبز و پر مهرتون هستم. التماس دعا اللهم عجل لولیک الفرج موفق و سربلند باشید حق نگهدارتون