عطش000

 

گفتم : عشق

گفت: عباس

گفتم : وفا

گفت: عباس

گفتم : ادب

گفت : عباس

گفتم بگو در یک کلمه !

گفتا: عطش

عطش

عطش

عطش

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
––––•(-•*-:یـــا ســی , هـــادی:-*•-)•––––

(`'•.¸[گل]ღ[گل]ღ[گل]ღ[گل]ღ[گل]¸.•'´) همه مى‌پرسند: چیست در زمزمه‌ى مبهم آب ؟ چیست در همهمه‌ى دلکش برگ ؟ چیست در بازى آن ابر سپید روى این آبى آرام بلند ، که تو را مى‌برد اینگونه به ژرفاى خیال ؟ چیست در خلوت خاموش کبوترها ؟ چیست در کوشش بى‌حاصل موج ؟ چیست در خنده‌ى جام که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن مى‌نگرى ...؟! (`'•.¸[گل]ღ[گل]ღ[گل]ღ[گل]ღ[گل]¸.•'´)

سامان

در کلبهء دل، سکوت دلنشین آزادی در قصر بندگی، ضرب و کوب رقصها همچون پُتک کف دستی خاک، امّا بارور فرسخ ها کویر، لیک تنها خار و مار لحظه ای رؤیا در روح و ضمیر، همچون بهشت سالها روح و دلالت، همچو دود اَندَر هوا مُشتی آب از چشمه خوردن، بَه زلال تشنه لب، دریا به دریا، بی جواب [گل][لبخند]

––––•(-•*-:یـــا ســی:-*•-)•––––

(`'•.¸[گل]ღ[گل]ღ[گل]ღ[گل]ღ[گل]¸.•'´) زندگي دفتري از خاطرهاست يك نفر در دل شب يك نفر در دل خاك يك نفر همدم خوشبختي هاست يك نفر همسفر سختي هاست چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد ما همه همسفريم (`'•.¸[گل]ღ[گل]ღ[گل]ღ[گل]ღ[گل]¸.•'´)