تب تلخ

میزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای سنگ

سنگی برای یاد ....

ومن تلخی ناب یک جرعه قهوه را مزه میکنم

شاید دیگر مجالی برای لذت بردن از این همه تلخی نباشد !

شاید فردا شیرین باشد و بی مایه

گاهی تلخها مزه دارترین طعمهای دنیایند

براستی چرا من خود را محکوم میکنم؟

من که همیشه در مرکزتوجهات جمعم٠٠٠٠

خود را می رنجانم تا ثابت کنم هستم

و چرا غمی تلخ همیشه همراه من است؟

چرا قهوه ء من هرگز شیرین نمی شود؟

و چرا دستهایم از جیبهایم بیرون نمی آیند؟

و چرا بر لبهایم همیشه طرح یک سئوال می ماند؟

بر هستی اجباری ام گاه خویش را تا لبه تیغ تاریکی رانده ام

بی محابا

مثل دود لرزان یک سیگار در هوای مه آلود صبح

از مرگ نترسیده ام

زیرا که مرگ را جزئی از زندگی دانسته ام

چرا متفاوت بوده ام؟

ساختاری تنها و رقصان

چون موج

چون رود

ساده

سر بزیر

و سخت !

بر سیطره ء وجودم چون سایه ایی سرگردان و ناشناس خزیده ام

صبورانه و خاکستری

هرگز دوباره به دنیا نخواهم آمد!

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
~Mosi~

سلام ساحل جان گل.. خوبی عزیز؟ خیلی وقته که متناتو نخونده بودم .... خیلی جالب و دلنشینه الهی همیشه خوش و موفق باشی[گل][لبخند]

نازنین

سلام خیلی خوب می نویسی این متنای خودته خیلی قشنگه عزیزم [گل][ماچ]دوستت دارم

نانسی

0000000000 ××××××××××××××× /.سلام وبتون منو یاد شعره فریدن فروغی یه شب مهتاب ماه می اد تو خواب منو می بره اونجا که شبا............... یاد این افتادم موفق باشی دوست عزیزم

یه چشم به راه

[گل][گل][گل] به شرطی بشنوم دنیاااات آرومه... ....

مهدی۞۞●(دفتر عشق)●۞۞

سلام دوست عزیز ممنون از حضور شما نوشته ی زیبایی بود. موفق باشید $$$$$$$$$ دفتر عشق به روز شد منتظر حضور سبز شما هستم سبز باشید و پایدار یک بار بگویی مرا دوست داری ، نمیتوانی در قلبم بمانی ، با آن نگاه عاشقانه ات مرا اسیر نکن ، با آن حرفهای عاشقانه ات مرا وابسته خودت نکن! مرا در آغوش خودت نگیر ،که این احساس تضمینی برای ماندن نیست ، تو میگویی قلبم را به تو میدهم و مرا میبوسی ، اما بوسیدن قول ماندن نیست!

مهسا 9/1

اول ابی بود این دل اخر اما زرد شد آفتابی بود ابری شد سیاه و سرد شد هر چه با مقصود خود نزدیکتر می شد نشد هر چه از هر چیز و هر ناچیز دوری کرد شد من بعد از مدت ها اپم خوشحال می شم سر بزنی

محمود

همسفر ما رسیدیم به پایان خوش یک آغاز! ........................................... سلام دوست قدیمی خلوتی تازه بنا شد از عشق و تو را می خواند...