چشمان غارتگر شب۰۰۰۰

cover.jpg

نشسته ام در انتهای سیاهی چشمان غارتگر شب

نمی دانم کدام ستاره ی پلید تیر خورده  ای آسمان آبی آرزوهایم را غرق در سکوت و ابهام

 کرد۰۰۰

به ظلمت بی انتهایش خیره می شوم

جز تنهایی و تنهایی و تنهایی نمی یابم

 تو را با تمام وجود می طلبم اما ۰۰۰

نه ستاره ای هست نه آسمانی نه ابری۰۰۰

می نالم و به مظلومیت خویش می گریم  و به تنهاییم لعنت می فرستم

و بر می خیزم

بر می خیزم و راهی می شوم

قدم در هراس انگیزترین جاده ی پر ابهام زندگی می گذارم و بی پناهیم را با تمام وجود فریاد

می زنم۰۰۰

حس غربتی عجیب سراسر وجودم را فرا گرفته

نمی دانی که اشک هایم چه کودکانه سر ذوق آمده اند

در خود می شکنم و با هر شکست فاصله ای بر می چینم

هر بار به پایان نزدیک تر می شوم

با هر قدم می روم که جاودانه شوم

می روم که دیگر نباشم

می شکنم و با هر شکست تو را فریاد می زنم

نازنینم کاش می دانستی که من کیستم

من از عصر آهن و دودم اما تو از سرزمین عشق و نور

من  مدفون لجن زاری بی خاصیتم اما تو ساکن بهشتی آسمانی

من هراس نهفته در کابوس های جوانیم اما تو زیباترین رویای کودکی

و من احساسم۰۰۰

۰۰۰۰۰۰

من۰۰۰

تو۰۰۰

تو آغازی و من تمام پایان های روزگارم

و من اینگونه غریب و اینچنین نا گزیر

به دنبال دست نوازشی بودم

آغوشی که مرا به مهر بانی بفشارد

 

و وجودم را سرشار از آغازی دوباره سازد

قلبی که پناهم دهد.پناهی که در آن دگر بار زاده شوم

زاده شوم و فریاد بر آورم

اما نه امیدی نه سر پناهی

اطرافیانم همه بیگانه گشته اند

گرگان گرسنه ای که مرا چون آهویی در بند می بینند

اینان کرکس صفتان روزگارند و من پرنده ای بی کس در لانه ای پوشالی

۰۰۰

اینان نمی دانند که ۳۰ روز مانده به پایان فصل سرد

پایان لحظه های هراس و شکست و درد۰۰۰

آری ۳۰ روز مانده به پایان فصل سرد۰۰۰

02-HaveToGo.jpg

قطار می‌رود۰۰۰

۰۰۰
تو می‌روی۰۰۰


تمام ایستگاه می‌رود۰۰۰

 
و من چقدر ساده‌ام !

كه سالهای سال

در انتظار تو

كنار این قطار رفته ایستاده‌ام...

و همچنان

به نرده‌های ایستگاه رفته 

تكیه داده‌ام !
زنده یاد :
 
قيصر امين پور
/ 7 نظر / 2 بازدید
خودم

سلام حالت خوفه....... وبلاگ مشتي داری ايوووووووول بهت تبريک ميگم

سما

نه! هرگز شب را باور نکرده ام چرا که در فراسوی دهليزش به اميد دريچه يی دل بسته بودم.متن قشنگی بود موفق باشی

امير حسين(حرفهای خودمانی سابق)

با سلام ما هم شديم همسايه بچه های پارسي بلاگ(ديگه دربلاگفا نمي نويسم) به بهانه يادداشت حاج حميد ، مطلب جديدي نوشتم با افتخار در وبلاگ جديد بهتون لينك دادم منتظر حضور سبزتون به گالري عكس چند آلبوم و عكس اضافه كردم آدرسش در پيوند روزانه موجوده

ايمان

مدتی ست مانده ام ...! که . جواب ابلهان خاموشی ست يا سکوت علامت رضايت است . . . . و همچنان ساکتم ... -----------------------------------------------------

حديثه

سلام زيبا بود شاد باشيد و سلامت هميشه و در کنار عزيزانتون

خودم

سلام چطوری؟؟ مرسی که اومدی ....... رفيق بازم اون ورا بيا ........

سامان

از عزلت تیره ی خویش بگریزید تا راهی بر فسرده گان بنمائید و چشمه ای در بیابان شان بگشایید کز مرگ حویش بدر ایند ؛ ترنمی بر لبانت جاری ساز تا مرا از فرو ماندگی اندهگنانه ام برهاند وسرود پرواز را در من بسرائید ؛ دری می جویم از زندان بسته ی تکرار پوسیده ی حروف تا رهائی آسمان تا وسعت انسان ؛ می آئی؛ به زیبائی آفتاب و آب بر زبان بی آنکه از خویشتن خویش بدرخشی تا خویش را و مرا رها سازی