شعله ور ....

yellow%20sunflower.jpg

می بينی شعله ورم و خاموش.....

طوفانی و آرام.....

به جرم کدامين گناه در اين نيستان فراموش افتاده ام

پس کی به اصل خويش ميرسم؟

کجاست دست معجزه گر باد که ابرهای رحمت را بر اين کوير تشنه ببارد؟

مرا ديگر اميدی به اين دشت تب آلود نيست

آه که چه تنهايم و خسته

چه پريشان و رنجور از پيمودن راهکهای بيراهه.....

شن های بی مهری راهم را پو شانده و سايه ی ابری بر سرم نشانده

راهم را گم کرده ام........

بفريادم برس ای دادگر توانا

من دست به هيچ دستگيری ندهم

کايشان همه فانی اند و پاينده تويی

 

/ 3 نظر / 2 بازدید
Mohamad

سلام عزیز دل برادر...من درد تو را ز دست آسان ندهم... دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم... از دوست به یادگار دردی دارم... کان درد به صدهزار درمان ندهم.... * در عشق توام نصیحت و پند چه سود... زهرآب چشیده ام مرا قند چه سود... گویند مرا که بند بر پاش نهید... دیوانه دل است پام بر بند چه سود... * تا مدرسه و مناره ويران نشود... اسباب قلندری به سامان نشود... تا ايمان کفر و کفر ؛ ايمان نشود... يک بنده حق به حق مسلمان نشود... * بيت و غزل و شعر مرا آب ببرد... رختی که نداشتيم سيلاب ببرد... نيک و بد و زهد و پارسايی مرا... مهتاب بداد و باز مهتاب ببرد....موفق و سربلند باشی

بابا عظیمی

سلام عزیز دلم...خیلی این خط اخر اپدیتت معنی و مفهوم داره و خدا کنه همه همینطوری فکر کنن که دست به هیچ دستگیری ندهم....بابایی همون خداوند بزرگ بهترین و والا ترین عشق ابدی هست که خودت هم نوشتی که همه فانی اند پاینده تویی..زیبا ترین جمله از قلب یک انسان پاک همین هست که نوشتی..همون خداوند بزرگ نگه دارت...شاد باشی گلم

ladan

سلام مسافر گل من مثل هميشه قشنگ بود اما عزيزم چرا شعله ور؟