گفتند : ستاره را نمی‌توان چید

 

 و آنانکه باور کردند 

 

برای چیدن ستاره

 

حتی

 

دستی دراز نکردند.....

 

اما باور کن!

 

که من به سوی زیباترین و دورترین ستاره

 

دست درازکردم....

 

و هرچند دستانم تهی ماند

 

اما چشمانم لبریز ستاره شد!

 

ستاره‌های درونت را

 

در شب چشمانت رها ساز

 

و باور کن!

 

عشق را هدفی نیست

 

آنچنان که به دست آید

 

در آغوش جای گیرد

 

و یا در آیینه چشمانت به تصویر نشیند

 

باور کن که

 

عشق

 

خود همه چیز است........

                       یکشنبه / اول/ مرداد ماه

/ 9 نظر / 2 بازدید
لادن

دختر عمو جوووووووووووونمخيلی زيبا نوشتی موزيک وبلاگت خيلی غمگينه اما قشنگه متن نوشته هات عاليه

لادن

اول و دوم شدمقابل توجه پريسامسافر عزيزم

تنهاترين غريبه

منم سوم شدم... ساحل عزيز مدتی بود ازت بی خبر بودم...خوبی؟ آسمون دلت هميشه پر ستاره باشه نازنين...

پريسا

منم چهارم شدمقابل توجه پرستو و پرندسلام مسافرمممنون از نظرت در وبلاگم و همچنين موزيک شادی که برام گذاشتی

سامان

اي مهربان تر از برگ در بوسه هاي باران بيداري ستاره در چشم جويباران آيينه ي نگاهت پيوند صبح و ساحل لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران بازا كه در هوايت خاموشي جنونم فرياد ها برانگيخت از سنگ كوه ساران اي جويبار جاري ! زين سايه برگ مگريز كاين گونه فرصت از كف دادند بي شماران گفتي : به روزگاران مهري نشسته گفتم بيرون نمي توان كرد حتي به روزگاران بيگانگي ز حد رفت اي آشنا مپرهيز زين عاشق پشيمان سرخيل شرمساران پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند ديوار زندگي را زين گونه يادگاران وين نغمه ي محبت بعد از من و تو ماند تا در زمانه باقي ست آواز باد و باران

پرستو

من نمی دونم چندم هستماما خيلی حال ميکنم تو وبلاگتعشقی تو عزيزم

علی کوچولو

سلام دختر دايی خيلی زيبا بود

پرند

سلام و آفرين

تنها

سلام خواهر عزيزم... آپدیتت مثل همیشه زیبا بود و خواندنی بخاطر آپديت باران واقعا شرمنده شدم خيلی محبت کردی قربونت برم تشکر میکنم مهربون خانم برات آرزوی موفقيت روز افزون سلامتی سربلندی شادی و خوشبختی ميکنم حق نگهدارت