علی اعلا ۰۰۰۰

یا علی بگو و عاشق بمان و جاودانه باش000

می نشینم و در سکوت بتو می اندیشم۰۰۰

ای گوهر پاک نبوت۰۰۰

ای علی اعلا ۰۰۰

ای گوهر یکتا۰۰۰

عید غدیر یعنی تمام بندگی تو و نهایت عشق ما ۰۰۰

مولا جان مرا به وادی شناخت خویش رهنمون ساز۰۰۰

من هیچ نخواهم جز عاشق بودنت۰۰۰

ما را و مرا بر عاشق ماندن تداوم بخش۰۰۰

حرفیست تکراری تبریک عید !

اما این تکرار زیباست که :

خدایا مرا بر شیعه علی (ع) بودن رهنمون ساز !

عشق از علی آغاز میشود و به او ختم میشود۰۰۰

در برکه غدیر خم روح و جان میشوییم و عاشقانه سر بر آستان الهی لبیک میگوییم

این بیعت ناب الهی را۰۰۰

عید تان سراسر نور و رحمت باد

یا حق

                 یکشنبه / هفدهم / دی ماه

/ 104 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

و شايد اينكه اون ميخواد حرفاش رو بزنه اما راه ابرازش رو بلد نيست و همين باعث ميشه ما فكر كنيم كه داره توهين ميكنه نه شايد اوني كه ما فكر ميكنيم داره توهين و بي احترامي ميكنه خيلي براي خدا عزيز باشه پس نبايد هيچ وقت عجولانه قضاوت كنيم.بهتره راه ابراز درست اين حرفا رو بهش ياد بديم شما چي ميگيد؟

بابا عظيمی

سلام دختر گلم..امروز جمعه هست تعطيلی در ايران ...انشالله توهم هم تعطيلات خوب در اخر هفته انجا داشته باشی و هم در ادامه راهی که انتخاب کردی موفق و سربلند باشی..دخترم وقتی ميبينم کامنتی ازت ندارم حتی يک کلمه نميدوم چرا نگرانت ميشم.البته کارهای روزمره ات و ادامه تحصيلاتت برای من و حتما خودت بايد مهم تر از هرچيزی باشه ....

شاپرک

سلام با وفا مثل هميشه زيبا بود منتظرتم

مهدی

سلام هر كس بد ما به خلق گويد ما سينه ي او نميخراشيم / ما خوبي او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيمپيشنهاد ميدم از اين وبلاگ ديدن كنيد http://babakahoura.persianblog.ir/ ساحل شاد باشي

مريم

این روایت را یکی از اصحاب امیرالمومنین نقل کرده که نزد معاویه رفت و معاویه از او پرسید حال علی چگونه بود ؟ (ضرار بن ضمره ضبابی ) گفت به خدا قسم در تیره شب دیدم که علی بن ابیطالب (ع) در محراب عبادت خود ایستاده و ریش را به دست گرفته و مانند مارگزیده که دچار درد غیر قابل تحمل باشد آن را می پیچید و می گریست و چنین می گفت : ای دنیا ، دست از من بدار ، چرا معترض من می شوی ؟... مگر آرزومند من هستی ؟ من نمی خواهم لحظه ای بیاید که تو به من نزدیک شوی و من به تو حاجت ندارم و برو دیگری را بفریب ، ای دنیا من تورا سه طلاق دادم و دیگر رجوع نخواهم کرد . ای دنیا زندگی کردن با تو کوتاه است و ارزش تو بسیار کم و آه از قلت زاد و برگ سفر ، و درازی مدت سفر ، و سختی آخرین منزل

مريم

سلام.اول اينکه من ازتون معذرت خواهی کردم /بعدم اينکه از بابا عظيمی هم معذرت خواهی کردم چون دلم نميخواد که کسی از دستم ناراحت باشه .و بعدم اينکه من نميدونستم که شما... بعدم اينکه بازم ببخشيد و بعدش اينکه من اصلا فکر نميکنم که دينم اسلامه.حتی فکر نميکنم که يه دختر شيعم.بدجوری خداوند تو وجودم اشباع شده ...از خودم بدم مياد.نميدونم که چرا اينطوريم آخه واسه چی ؟واسه کی؟بعدم اينکه نميدونم که ميخوام چی بگم از خودم بدم مياد خداوندا من نه لايقم و نه لياقت دارم من رو به حال خودم وامگذار.من از ۵ ماه پيش بدترين شکنجه ی روحی رو دارم تحمل ميکنم که با اين سن کم پير شدم.. داره امتحانم ميکنه

مريم

قبل از شما يکی به داد من برسه...

مريم

سلام ساحل خانوم .حالتون خوبه.ازتون خواهش ميكنم يه چيزي به اين دوستتون علي آقا بگيد ديگه واقعا داره شورش رو درمياره.يه چيزي بهش ميگما ااااااااا ولم كنيد .دست از سرم برداريد .بذاريد به درد خودم بميرم.چرا انقدر اذيت ميكنند با اين كامنت گذاشتنشون به خداي احد و واحد قسم اگه يه بار ديگه اين تهمت رو به من بزنه نفرينش ميكنماونوقت خيلي پشيمون ميشه

مريم

سلام ساحل خانوم .حالتون خوبه.ازتون خواهش ميكنم يه چيزي به اين دوستتون علي آقا بگيد ديگه واقعا داره شورش رو درمياره.يه چيزي بهش ميگما ااااااااا ولم كنيد .دست از سرم برداريد .بذاريد به درد خودم بميرم.چرا انقدر اذيت ميكنند با اين كامنت گذاشتنشون به خداي احد و واحد قسم اگه يه بار ديگه اين تهمت رو به من بزنه نفرينش ميكنماونوقت خيلي پشيمون ميشه

مهدی

انتظار خيال آمدنت ديشبم به سر مي زد نيامدي كه ببيني دلم چه پر مي زد به خواب رفتم و نيلوفري بر آب شكفت خيال روي تو نقشي به چشم تر مي زد دريچه اي به تماشاي باغ وا مي شد دلم چو مرغ گرفتار بال و پر مي زد تمام شب به خيال تو رفت و مي ديدم كه پشت پرده اشكم سپيده سر مي زد هميشه به وبلاگت سر ميزنم خيلی برای من عزيزی و اينکه سعی کن قالب زيباتری رو برای وبلاگت انتخاب کنی گرچند قالب وبلاگ خودم زياد قشنگ نيست زنده و پايدار باشی