عشق یادگاری000

خیلی وقته نگاهم را به آیینه دوخته ام٠٠٠

و تنهایی را به ماه بخشیده ام

اما در تمام لحظاتی که چون حباب می روند

 یک خاطره برایم مانده است و٠٠٠

یک بغل ستاره

که همه را به آسمانت می بخشم تا هیچوقت تنها نباشی

نگران من نباش !

من ایمان دارم که:

هرکه با مرغ هوا دوست شود٠٠٠

خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود٠٠٠

مدتهاست که به باران پیوسته ام٠٠٠

پاییز بازهم منو شاعر کرده است ٠٠٠

من فقط یک عشق یادگاری دارم

من آهسته آمدم کنار وقفه ای از دریا 


 رو به روی کبوتری که از غروب می وزید


 چشم به راه آوازی که دریا


 از آغاز پرنده زیر گوش بچه ماهی ها خوانده بود


 به یقین می دانی به چه فکر می کردم

 
 گفته بودی

 
 خودت با دریا کنار بیا


تمام دریاهای دنیا دو ساحل دارند


من کنار دریا می آیم ، من با دریا کنارمی آیم


من با باد ، با باران ، با آیینه و زمستان


 من کنار تو می آیم ، من با تو کنار می آیم


 من با هر چه آسمان سرکوب شده


 و هر چه سنگسار آیینه و مهربانی


 و هر چه منطق بی دلیل


 کنار می آیم


تو چه می دانی که در این یک شنبه ی عزیز که بوی باران می دهد


چه قدر به بن بست کلمه رسیده ام

 
می خواهم انکار کنم که شاعرم


 و یک سکوت هزار ساله بر لب کبود هر چه باران بی مورد

 
 من خودم را اواسط دیروز جا گذاشتم


 کسی که امروز کنار تو می آید


یک مرده ی منطقی است


 حالا می توانی آسوده باشی


 من کنار تو آمده ام


 من با تمام تو کنار آمده ام

 

من با تو تنها مانده ام

/ 10 نظر / 8 بازدید
بابا عظيمي

دختر گلم از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری که در این گنبد دوار بماند ....وخداوند بزرگ عشق یادگاری را بتو ارزانی داشته ولی مطمن باش لین عشق هیچ لحظه ای تورا تنها نخواهد گذاشت[گل]

بابا عظيمي

فتح يك قرن بدست يك شعر فتح يك باغ به دست يك سار فتح يك كوچه بدست دو سلام فتح يك قلب بدست ساحل فتح دلها در اين فصل سال تو زمستان و سرما را به يقين گرم ترين كانون محبت ها كردي اقرين برتو اين شيوايي قلمت گر خداوند قبول بنمايد همچنان تا به ابد دعا گوي اوم دختركم[گل] .

بابا عظيمي

فتح يك قرن بدست يك شعر فتح يك باغ به دست يك سار فتح يك كوچه بدست دو سلام فتح يك قلب بدست ساحل فتح دلها در اين فصل سال تو زمستان و سرما را به يقين گرم ترين كانون محبت ها كردي اقرين برتو اين شيوايي قلمت گر خداوند قبول بنمايد همچنان تا به ابد دعا گوي توام دختركم[گل][گل]

بابا عظيمي

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] ای که دور از من ولی همراهمی ای که در شعر و غزل، آوازمی ای پر از مهر و ترانه، شور و شعر ای که جاویدانی و جانامی ای ربوده چشم تو جان مرا ای ستوده مهربان، دلبازمی ای نگاهت روشن و امیدوار ای صدایت بال و پر، پروازمی ای که لبخندت به از قند و عسل ای که شیرین، خسرو و فرهادمی ای که لیلی پیش تو مجنون شده ای که راز عشقی و همرازمی ای نهفته در نگاهت آسمان ای که بوی نوبهار شادمی ای که می‌خندی و من خندان تو ای که بهتر از بهین جان جانمی ای که نامت شعر من را جان بداد ای که جان دادم و تو آغازمی ای که گیسویت پریشان‌تر ز من ای که باران، تو نهایت رازمی [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

بی سرزمین تر از باد

سلام تنهاترین پرنده روی زمین خوب کم کم حوصله ات از تنهایی سر رفته. دقت کردی حباب فقط بیرونش قشنگه و اگه بخوای توش رو ببینی دیگه چیزی ازش نمی مونه.مواظب باش لحظات زندگی قشنگت مثل این حبابا نترکن یا اینکه برن بالا و در برن. سخت به دست اومدن. به نظر تو مرده ها هم خریدار دارن حالا گیریم منطقی هم باشن؟ اینو می خوای تو این موسم زیبا به عنوان پیشکش ببری براش؟ شاید نفس گرم یه شاعری که واژه هاش گم شدن(شایدم تموم شدن یا در اندازه آرام جان نیستن) هوا خواه بیشتری داشته باشه.شاید با نفس مسیحائیش بتونه دوباره واژه رو تو ذهنت متولد کنه.اگه نتونست باید یه فکری براش بکنی.عشقی که نتونه یک حس رو دوباره بیدار کنه و یک واژه رو متولد کنه اوضاعش خیلی قاراشمشیه. راستی یادت نره: هیچ کس تنها نیست این تنهائیست که در وجود توست.

نانسی

[گل][گل]سلام و ادب... بهترین ها را آرزو می کنم برایت ....و آرامش دل را ....در تمام لحظات زندگی ات.....از طرف ...زلزله ی ... بابا عظیمی/نانسی [گل][گل]

محمود

من چه دلتنگ توام ...با نگاهی فاصله ها را بردار [خداحافظ]

محمود

خیلی زیبا بود چند دفعه خوندمش مرسی[دست]

سامان

زمان نمی گذرد عمر ره نمیسپرد صدای ساعت شماطه بانگ تکرار است نه شب هست و نه جمعه نه پار و پیرار است جوان و پیر کدام است زود و دیر کدام است اگر هنوز جوان مانده ای به آن معناست که عشق را به زوایای جان صلا زده ای ملال پیری اگر میکشد تو را پیداست که زیر سیلی تکرار دست و پا زده ای زمان نمی گذرد صدای ساعت شماطه بانگ تکرار است خوشا به حال کسی که لحظه لحظه اش از بانگ عشق سرشار است [لبخند][گل]