ذهن متلاطم....

67557-3.jpg%3f1003370

تمام زوايای اتاقم را در نورديدم.....

بالا به پايين .....پايين به بالا.....

مثل هميشه های درگيری ام با ذهنم دستهايم را در جيبهای شلوارم کرده ام

تا بتوانم ذهنم را سر و سامان بدهم.....

نميتوانم خودمو  بفهمم......

هميشه معادله ی بودن را در يک فرايند ساده ی زيستن حل ميکردم

حالا بدون تو ماندنم را در هيچ معادله ی حتی چندين مجهولی

نمی توانم حل کنم!

گفته بودم دارم کم ميارم اما باز اون موقع فکر ميکردم

يه راهی پيدا ميکنم

اما حالا ميخوام بگم :

پروای گسستنم نيست و تاب ماندنم!

مثل يه پر اسير دست باد که نه يک نسيمم!

بد جور فکرم مشغوله .....

هيچکس خونه نيست !

منم و تنهايی و يک عالمه انتظار!

با خودم گفتم : فردا برای اين مشکل يه راه حل پيدا ميکنم!

اما عقلم بهم نيشخند زد و گفت: فردا هم مثل امروز!

دلم فرياد زد: گول نخور ! تو ميتونی ادامه بدی ؛ هنوزم ساقه احساست زنده است!

ابعاد اين اتاق فقط جسمم را محدود ميکند اما روحم را نه!

راستش از راه رفتن خسته شدم

ميخواهم بنشينم و با سر انگشت آسودگی بند کفشهايم را باز کنم....

نه اينکه خسته از با تو بودن باشم نه!

تو و فکر تو بهترين بخش ذهن منه......

ميدونی گاهی قاطی ميکنم ....

بقول يه دوست همش تقصير اين همه فرموله.....

ديروز که توی آزمايشگاه بودم ......

يادم نيست کی غرق خيال تو شدم که با صدای استاد و خنده ی بقيه

بخودم اومدم!

استاد بدون اينکه بروی خودش بياره فقط از من خواست برم کمی استراحت کنم!

....................

منم يه راست اومدم خونه....

 وتازه يادم اومد کليدمو توی خونه صبح جا گذاشتم ....

مجبور شدم از پنجره برم توی خونه.....

وقتی پريدم توی آشپز خونه .....خنده ام گرفته بود

چون تمام عمرم کلی کليد گم کرده ام و بارها به نيروی جسارت از جاهای بلند

پريده ام!

و گاهی موجب شگفتی پدر و مادرم رو فراهم کرده ام08.gif

گاهی خودمو هم متعجب کرده ام.....

ميدونی دلم يه آسمون ميخواد که هيچ چشمی اونو به ديدن آلوده نکرده باشه!

ميخوام توی آبی آسمون از لحن مهربون چشمای تو بگم

و رنگ دلت که مثل بهار سبزه سبزه.....

خيلی وقته پاييز ذهنمو به بهار وجودت گره زده ام....

در پناه خنده ی زيبای تو غم غربتم رنگ باخته است.....

من مجنون ترين مسافر روی زمينم.....

خدا بدادم برسه!

اين دفعه بخدا خيلی محتاج دعا هستم!

دوستت دارم.......

دانلود کنيد.....

بی تو میمیرم   ======= >  حامد

/ 12 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پريسا

مثل هميشه زيبا و بی نظير تو با دستای هنرمندی که داری عزيزم ميتونی يه دنيا عشق رو به عشقت عطا کنی // کمتر ديده ام کسی اينطوری بتونه مهربان و عاشق باشه// عزيز دلم من هميشه به همه هم گفتم که ساحل يه دختر بی نظيره // هنوزم ميگم که در عاشقی بی نظيری و خالص مثل همه هنرهايی که داری

يه دوست

و منم و يک بال زخمی و يک دريا عشق برای پرواز و يک بغض هوای گريستن و يک قفس در آرزوی شکستن اين خانه تاريک است تاريک اينجا اقاقی ها را پرپر کردند اينجا فقط مرا به ميهمانی شب می برند ولی بدون مهتاب ......... دلم گرفته دلم گرفته

پريسا

دلم هوای تازه ميخواد ريه های من پر از بوی غربته و يه آسمون که برای بالهايم جا کم نياره من دلم برگهای سبز بارون خورده ی خونه ی مادر جونو ميخواد ( از نوشته های خودت) مسافرم بوی بارون تو کلامت و نگاهت موج ميزنه // غربت تموم ميشه ميدونم

پريسا

چقدر آهنگی که گذاشتی برای دانلود قشنگ و شاده مرسی

لادن

بابا ای ول دختر عمو خيلی قشنگ نوشتیدر ضمن آهنگی که گذاشتی برای دانلود هم قشنگه

مسافر

من در اين آبادی پی چيزی ميگشتم.....پی خوابی شايد پی نوری ريگی .....لبخندی...ممنونم از همه شما عزيزان لطف کرديد.....

تنهاترين غريبه

ممنونم ساحل عزيز که سر زدی... حدس زده بودم که همون رفيق قديمی باشی... البته اين وبلاگت خيلی زيباتر از اون يکی هست... ائنم در جای خودش قشنگه... در هر صورت خوشحالم کردی اومدی... من اينجا نامردی می کنم و می گم که... من يک غريبه ام... بازم ميام پيشت نازنين...

تنها

سلام مسافر عزيز... مثل هميشه حرف دل بود که دلنشين شد.. موفق باشی

پرستو

مسافر خسته ئ من بار سفر رو بسته بودداری کم کم راهی ميشی مسافر؟موفق باشی

غريبه

خيلی خوبه وبلاگت مسافرمن هميشه به وبلاگت سر ميزنمموفق باشی