همهمه پرواز000

به گنجشک گفتند، بنویس:
عقابی پرید٠٠٠
عقابی فقط دانه از دست خورشید چید٠٠٠
عقابی دلش آسمان، بالش از باد،
به خاک و زمین تن نداد

*
و گنجشک هر روز
همین جمله‌ها را نوشت
وهی صفحه، صفحه
وهی سطر، سطر
چه خوش خط و خوانا نوشت

*
وهر روز دفتر مشق او را
معلم ورق زد
وهر روز هم گفت: آفرین
چه شاگرد خوبی، همین

*
ولی بچه گنجشک یک روز
با خودش فکر کرد:
برای من این آفرین‌ها که بس نیست!
سوال من این است
چرا آسمان خالی افتاده آنجا
برای عقابی شدن
چرا هیچ کس نیست؟

*
چقدر از "عقابی پرید"
فقط رونویسی کنیم
چقدر آسمان، خط خطی
بال کاهی
چرا پرکشیدن فقط روی کاغذ
چرا نقطه هر روز با از سر خط
چرا٠٠٠؟
برای پریدن از این صفحه ها
نیست راهی؟

*
و گنجشک کوچک پرید
به آن دورها
به آنجا که انگشت هر شاخه ای رو به اوست
به آن نورها
وهی دور و هی دور و هی دورتر
و از هر عقابی که گفتند مغرورتر
و گنجشک شد نقطه ای
نه در آخر جمله در دفتر این و آن
که بر صورت آسمان
میان دو ابروی رنگین کمان

*

برای دوست داشتن دیر شده

برای رهایی دیر شده

حتی برای تنهایی هم دیر شده

من از تنهایی تنها تر

000و تو از رهایی رهاتر

میخواهم بر بلندای این کهن کوه

بغض دیرگاهم را فریاد کنم

من تنهاترین پرنده

در این همهمه پرواز رها می شوم

تا000تا گنجشک وجودم عقاب شود

بگذار در هوای بارانی وجودت رها شوم

بگذار باران شود این قطره ء کوچک

میدانم در این هیاهوی پرواز

هم بال ستاره هایی

اما ای بال من

هم پرواز من

مرا در این وادی نیز رهنما باش000

                           00000تنها ترین پرنده

/ 18 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
๑ راز سرگذشت من ๑

در دلم باران مي بارد و تمام خاطراتم خيس شده راستي كسي ميخرد خاطرات خيسم را...؟ دختر بچه اي ديدم... كه خاطرات خيس شده اش را مي فروخت يكي را خريدم به قيمت غمهايم... او خاطره خيس تنهائيش را به من داد و چه خيس و سنگين بود آن هنوز هم آن را دارم... آن را كنار خاطرات سبزم نگه داشته ام تا از خيسي او آبياري شوند من پر از حس جوانه زدنمآيا كسي مي فروشدخاطرات خيسش را من خريدارم

کنکور بهشت

من خیلی حرف می زنمبی آنکه حتی کلمه ای بگویمکتاب های زیادی می خوانمبی آنکه جمله ای در خاطرم بماندهمه ی اینهاحرف های گذراستتاثیر من در دنیاچند تار موکه از آینه ای می گذردو چشم هایی که در بستربا کنجکاوی تنم را می جویدولی عصر همان روزدر خیاباننمی شناسمشمن در عین باکرگیبا تمام دنیا خوابیده امهیچکس تمامم را تصاحب نکردگاهی تن بودگاهی احساسگاهی ملایمتهیچ کس همیشگی نبودآنها تنها سایه های گذرا بودندنه، سایه، نهنمی شود حتی گفت آنهاآنها حتی آن هم نبودندفقط من بودمصدا بودو انتظاری گنگمن بودمدر انتظار کسی که وابسته ام کندبه گردش دستهایشبه گرد روی دست هایشبه هم آغوشی من در اوبه حس مشترک لذتبه یک اندازه خندیدنبه سادگی

¸.•*´¨`*•.کنکور بهشت.•*´¨`*•.¸

کیستی که من این گونه به اعتماد نام خود را با تو میگویم کلید خانه ام را د ر دستت میگذارم نان شادی هایم را با تو قسمت میکنم به کنارت مینشینم و برزانوی تو این چنین آرام به خواب میروم کیستی که من این گونه به جد در دریار رویاهای خویش با تو درنگ میکنم؟

فرید(گلهای کاغذی)

اینگونه که تو را دوست میدارم می دانم که زندگی زیباست و عشق تو اقیانوسیست که من در آن شنا که می کنم هر بار دوباره جان میگیرم از نوع طلایی و این خواب فراموش شده را در بیداری میگذرانم

من

بازیافتن خود برای یک زن فقط می تواند به معنای امکان قربانی نکردن هیچ یک از لذت هایش به پای لذتی دیگر، به معنای امکان هم هویت نکردن خود با هیچ لذتی به طور خاص و هرگز صرفاَ یکی نبودن باشد.

DeadMan

سلام پرندۀ کوچک و بزرگ دل خود خود آسمان بدان این آسمان در کمین است و زمین دل فریب ! صید بزرگی باش برای صیادی کوچک ... مرسی از این که به من سر زدی نقطه سر خط ...

سامان

یادت باشد من اینجا کنار همین رویاهای زودگذر به انتظار امدن تو خط های سفید جاده را می شمارم ... [گل][لبخند]

طلوع

سلام وبلاگ نویس محترم. وضوی ظاهری با آب است و وضوی باطنی با عشق است. باید روح را با عشق شست تا بتوان به درون قرآن راه یافت و عمق قرآن را یافت. باید به صفت رحمن و رحیم موصوف شد تا به ادراک وصفی که، قرآن از خدا و حقیقت و زندگی دارد، نائل شد... ...کسی که عاشق نیست آین خدا را نمی‌فهمد و بلکه از فهم و تجربه‌اش _ (که خود الله اکبر فهم ناپذیر است)_بسیار دور است. کسی که عاشق نیست قرآن را نمی‌فهمد. منظور آیات را در نمی‌یابد، چون نخست می‌گوید: "بسم الله الرّحمن الرّحیم" "وقتی می‌گویی به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان، نمی‌توانی با نفرت و بدی عمل کنی. "اگر الآن بگویی به نام خداوند بخشنده، اگر به راستی بگویی، پس تو هم اکنون بخشنده‌ای. چون انسان همیشه شبیه همانی می‌شود که آن را می‌پرستد و تسلیم اوست. مطلب عالی بود خداوند ما را هم از یاران آقا امام زمان (عج) و منتظران واقعی ایشان قرار بدهد. التماس دعا

من

تنها راه شناختن یک نفر، دوست داشتن او بدون هیچ امیدی است