راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

يه گريه ی حسابی دلم ميخواد

ديگه برام مهم نيست که گريه نشونه ی چيه

فقط دلم گريه ميخواد

مبهوت وماتم.....تنها و ساکت

اصلا چرا اشک رو بد ميدونی؟

من تنها در بی چراغی شبها ميروم

و دستهايم در بی مشعل ترين شب غرق است.....

همه ی ستاره هايم به مهمانی تاريکی دنيا رفته اند....

مشت من ساقه ی خشک تپش ها را ميفشارد....

دلم سرشار از گسستن پيوندهاست.....

تنها ميروم ميشنوی تنها

من از باغ زمرد کودکی براه افتاده ام.....

آينه ها انتظار تصويرم را ميکشند حتی اگر چهره ام را به فراموشی بادها سپرده باشم

درها عبور غمگين مرا می جويند.....

می روم می روم تا در انتهای خويش فرو افتم.....

من از برگريز سرد ستاره ها ميگذرم....

خوشه خوشه فضا را در دلم می بويم......

و سرانجام در آهنگ مه آلود نيايش گم ميشوم....

و هنوز ميان ما فاصله هاست......

ميان ما سرگردانی بيابانهاست.....

چند کوير....چند دريا .....چند بار شکستن دل تا تو .....تا رسيدن به تو مانده

کوير دل تو را ديگر به طوفان بی مهری نمی آشوبم

ميان ما بی چراغی رويا....بستر خاکی غربت ها....فراموشی آتشها.....

ميان ما هزار و يک شب جستجو هاست....

می بينی چقدر راهه؟

من ديگر به گمنامی و تنها بودن قريبم......

نمی خواهم هيچکس جز تو مرا بشناسد.....

نمی دانی چقدر دلم بارانی ست ......باران ميبارد و ميبارد و مرا شاعر ميکند

پشت اين پنجره ی رو به فردا نشسته ام و از تو مينويسم.....

اصلا بگذار پنجره را باز کنم و بوی باران با نوشته هايم درآميزد.....

نوشته هايم غريبانه از تو ميگويد ......

نمی دانم چرا هر وقت بتو فکر ميکنم نگاهم دورها را ميجويد......

خاطر تو يک شبنم پاک بهاريست....

و دل من .....دل من.....دل من.....شقايقی آتشين و سوخته ......خاکستر شده.....

اينم آهنگ وفا برای دانلود

http://www.taraneha.com/music1/vafa_esfehani.mp3

نوشته شده در شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٥ ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت