راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

من امروز يکدفعه يکسال بزرگتر شدم

باورتون نميشه؟

خب آخه امروز تولدم هستش....

البته تولد منو برادرم سپهر....

اما سپهر عزيزم دو روز بعد منو تنها گذاشت

نمی دونيد چقدر دوسش دارم.....

بيست ساله شدم

صبح که بيدار شدم بارون ميو مد

مثل همون روزی که بدنيا اومدم

البته من يادم نيست مادر ميگن.....

با خودم گفتم : عجبا يه شبه يکسال بزرگتر شدم

بهر صورت اگه دست از شوخی بردارم (که بعيد ميدونم)

در اين مدت بيست سال خيلی تجربه های تلخ و شيرين داشتم

که هر کدوم برای من يک گنجه.....

اگه عمری باشه سعی ميکنم از گذشته عبرت بگيرم.....

از دوستای خوبم بخاطر تبريک های قشنگشون ممنونم

بخصوص عزيزی بهترين هديه رو که تا حالا گرفته ام را به من دادند

خلاصه که جای همه تون خالی

نوشته شده در دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٥ ساعت ٤:٤٥ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت