راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

یک عادت قدیمیه عبارت 

 

"بغض"

 

اما وقتی عادت شده دیگه بهش میگن

 

"حس" !!!!

 

نمیخواهم بخودم جسارت کنم

 

میخواهم خود را در آغوش بگیرم وصمیمانه نوازشش کنم

 

اما بغض حسی من وقتی دیوار اعتمادم فرو میریخت

 

تو ....و دقیقا تو کجا و در چه خواب عمیقی بودی ؟؟؟

 

تو مثل همیشه حل بودی در غرور کوه وجودم؟؟

 

چرا وفتی از حصار تنهایی میگذشتم رهایم کردی؟؟؟

 

آخر این جه تفکر احمقانه بود؟؟؟

 

مگر نمیدانستی از احمقها بیزارم

 

و همچنین از خوش خیالها...

 

گاهی وفقط گاهی در شبنم صبح خود را

 

به حماقت تازگی وتازه شدن میسپارم

 

تا عبارت این متفکران عینکی روانشناس 

 

محقق شود .....!!!

 

...چه حماقت شیرینی !!!

 

 

 


نوشته شده در پنجشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٤ ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت