راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

به آن بدی
که به نظر می رسد نیست
بدتر از آن است!

بهشتی که بشوی
هیچ جهنمی
راهت نمی دهند!

محکوم
به راه راست و
حسرت ترکستانی!

از من می شنوی
باید گشت
هفت شهرعشق نشد
همین حوالی!

با گیوه
آدیداس
با پوتین
فرقی نمی کند

از لنین هم
بانیت خیر
حاجت گرفته اند!

.....ساده بنگرید!



اینجا زمین است !

 ساعت به وقت انسانیت خواب است !

 دل عجب موجود سخت جانی است !

 هزار بار تنگ میشود ....

 میشکند و میسوزد و میمیرد و بازهم میتپد .... !!!

 عجب رسم غریبی ست !

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩۱ ساعت ٦:٢۱ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت