راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

ترس کیش و یا مات شدن نیست !

همه ء ترس من از بد مات شدنه !

مهم نیست چه وقت و یا کجا000

این درد بزرگ نسل ماست

نسلی که با فوران دانش همراه شده

نسلی که دردش ندانستن و یا نفهمیدن نیست

بلکه از نفهمیده شدن ویا بد فهمیده شدن رنج میبره

مواظب باش !

کیش000

اما من اسبم 000یک اسب سیاه

حتی از روی شاه هم می پرم !

این همون چیزیه که ترسناکه !

نمیترسیم !

از اینکه با یک پرش  شب شاه ظالم را پاره کنیم

و ما در ورطه ء این نسل از مات کردن ظلم لذت میبریم

حتی اگر خود از صفحه ء بازی محو شویم000

در تلاشی برای خوب فهمیده شدن و بقول دکتر شریعتی عزیزم

بد نمردن000

باید خوب زندگی کنیم

هر کسی اونجوری میمیره که زندگی کرده

حالا !

ما نسل ساده طلب000

ساده زیست000

چگونه باید در تلاطم این صفحه شطرنج زندگی

که سراسر مملو از زرو زور وزیور شاهان ظالمه

اسب خویش را به مدد وزیری دانا تاقلعه ظالم برانیم؟

چگونه است که تا دیروز ما روشن بین بودیم و000

امروز 0000

اما ما در بیشماری زیسته ایم و چون تندری فرود می آییم000

باش و تماشا کن کیش و مات ما را

0000حالا کیش

                  000000مات !

یادمان باشد

همه ء اینها فقط یک بازی اند

اما در صفحه ایی به بزرگی دنیا

و هر کدام از ما یک مهره

شاید قوی و یا ضعیف اما همه لازمیم

باهمیم

در یک چهارخانه ء سیاه و سفید000

تو میخواهی چه باشی؟

اهل بازی هستی؟

بازی بزرگی به نام زندگی؟

00000

حالا !

کیش0000

یا مات؟000

زندگی بهانه ای است برای مردن

و مردن بهانه ای برای زندگی دوباره000


کاش به جای نون خشکی ؛

کسی می آمد و خاطره های اضافی رو می برد 000

به جاش نه پول میخوام نه نمک 000

چون نه ارزشی داشتن نه با نمک بودن !٠٠٠

٠٠٠٠اینک

سلام بود که مرا با همه آشنا ساخت 000

ومرا به سلام می شناسند و در حد آن000

0000اینها نه نقطه چین اند

که صفرهایی قبل و بعد از عددند !

خود قضاوت کن که چه قدر می ارزند !


چون گاهی صفرها قبل از عدد هم با ارزشند

کافیه دلت بخواد 0000

بفرمایید یک فنجان قهوه ء تلخ !

 

نوشته شده در دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩ ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت