راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

 

درست مثل کودکی در آغاز دویدن

دست و پایم را گم کرده ام !

گوییا سالهاست

سالهاست

که نبوده ام !

اینک 000

دوباره آفتاب چشمهایم را آزار می دهد000

و0000

تولدی دوباره

آی تمام آفتابها

تمام آسمانها

تمام خورشیدها

تمام 000

تمام؟

نه !

ای تمام ناتمامی من

سلام

من در مسیر شکفتن

رستن

و تمام شدنم

و فقط دستهای من نیستند

که ساقه های خواهشند

که تمام وجود نا تمامم

فریاد می زنند000

ای تمام کننده ناتمامی های من

وای گشاینده رازهای نهان هستی

دستم بگیر0000

نه!!!

 سالهاست دستانم را گرفته ایی000

رهایش مکن

وسلامی از اعماق قلبم

به دوستانی که وقتی نبودم

راز پروازم را تنها نگذاشتند

سپاس گزارم

سبز باشید و جاودانه

چون وطنمان ایران

              تنهاترین پرنده

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩ ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت