راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

بايد بروم......

لحظه....لحظه ی دل بريدنه...

چشمانم پر اشک از جدايی هاست......

شايد جايی دوباره برويم....

روح پاييزی من دلتنگت خواهد بود ای مسافر من......

اما ميدانم يه روزی يه وقتی يه جايی ميدونم تو را خواهم يافت!

ميدونم يه آرزوی محاله.....

اما بگذار به همين خيال خوش باشم

من مسافرم

اين راهی که در پيش دارم برام ناگزيره.......

بايد بروم.....

بايد بروم.....

بروم....

نوشته شده در چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳۸٤ ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت