راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

کاش اینجا بودی

کاش در باغچه سبز دلم می ماندی

کاش شعر غم من را

ز افق های غریب نگهم می خواندی

کاش اینجا بودی

کاش گلهای فراق تو گهی می پژمرد

کاش گنجشک دلت

در غم من می آزرد

و جدایی می مرد

کاش اینجا بودی

کاش اینجا بودی

اما

حرف من چیز دیگریست٠٠٠

جنس دیگریست٠٠٠

نه تنهایی٠٠٠نه جدایی٠٠٠

در چند هزار سال میشود عاشق بود

شیفتگی ات را از یاد نمی برم

تاج گلی بر شانه هایم بگذار

کبوترانم

هر صبح نامت را پرواز میدهند

گوش کن !

کلمه ها را به سوی تو میفرستم

به هزار هزار رنگ

با عاشقانه ترین فریاد

فراموش نکن

در یک چهار راه خاکستری

بی انتظار نشسته ام

٠٠٠٠شاید در طلوعی دیگر تو را باز هم ببینم

کمی به سکوت محتاجم٠٠٠

تا آخرین لحظه سکوت می آیم

اگر گم نشدم باز می گردم

و اگر٠٠٠

پیدایم می کنی٠٠٠

شاید٠٠٠

 

نوشته شده در دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۸ ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت