راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

 


یاران یاران منشینید خموش


ایران در سایه ی دار است


منشینید خموش


زیر ساطور تبه کاران است


یاران منشینید خموش


در کشور ما سرب سوزان است پاسخ گر بپرسی از عدالت


منشینید خموش


هر ره دیگر بود مسدود جز راه رذالت


منشینید خموش


یاران ایران در سایه ی دار است


منشینید خموش

گردید وطن غرقه ی اندوه و مهن


وای وطن وای وطن وای

سرخند از این غصه سفیدان چمن


وای وطن وای وطن وای

خیزید رویم از پی تابوت و کفن


وای وطن وای وطن وای

ای غرقه در هزار غم بی دوا وطن


ای طعمه ی گرگ اجل مبتلا وطن

قربانیان تو همه گلگون قبا وطن


عزیز وطن غریب وطن بی نوا وطن

بی کس وطن غریب وطن بی نوا وطن

مادر ببین عروس وطن بی جهاز شد


مادر ببین دست اجانب دراز شد


هر شقه اش نصیب پلنگ و گراز شد


عزیز وطن غریب وطن بی نوا وطن


بی کس وطن غریب وطن بی نوا وطن

در هیچکس همت و دین و ثبات نیست


جان کندن است زندگی ما حیات نیست

از هیچ سمت راه گریز و نجات نیست


ای خاک تو جواهر و لعل و طلا وطن

تهرانیان همه گرفتار مصیبتند


گیلانیان همه بر زوال و وحشتند


تبریزیان گرفتار محنتند


از بهر مرد و زن شده محنت سرا وطن


عزیز وطن بی نوا وطن


آن عقربی که بر وطن افتاد


آن خائنین ستمگر و جلاد حاضرند


آن مهر و دفتر اسناد حاضر است


کردند بر تو ناخلفان ظلمها وطن

عزیز وطن غریب وطن بی نوا وطن

 

0000

 

من بزودی ایرانم000

نوشته شده در چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت