راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

می روی سفر ! برو، ولی

زود برنگرد

مثل آن پرنده باش

آن پرنده ای که رو به نور کرد

می روی، ولی به ما بگو 

راه این سفر چه جوری است؟

از دم حیاط خانه ات

تا حیاط خلوت خدا

چند سال نوری است؟

راستی چرا مسیر این سفر

روی نقشه نیست؟

شاید اسم این سفر که می روی

زندگیست٠٠٠!


توی دستهای ما

یک سبد جواب کال

تو رسیده ای و می روی

باز هم به شهری از علامت سوال


جز دلت که لازم است

هیچ چیز با خودت نمی بری

نبر ولی

از سفر که آمدی

راه با خودت بیار

راه های دور و سخت

خسته ایم از این همه

جاده های امن و راههای تخت


می روی سفر ! برو، ولی

زود برنگرد

مثل آن پرنده باش

آن پرنده ای که عاقبت

قله سپید صبح را

فتح کرد٠٠٠

نوشته شده در شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت