راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

 

ساده بودم

ساده دیدم

ساده دل باختم

ساده عاشق شدم

ساده حفظش کردم

ساده کنارش موندم

ساده گفتم دوستت دارم

ساده نگاهم کرد و خندید

ساده گفت ازت دلیل می خوام

ساده از کنارم گذشت و بی دلیل رفت

غافل از اینکه عشق نیازی به دلیل نداره

و بی خبر از اینکه چیزی که ابدی و ماندگاره سادگیه

درهای زندگی بسته نیست همچنان که ماه هیچگاه


بخواب نمیرود٠٠٠


همچنان که نفس تو از عشق آغاز میشود و به گلی


در تپه های بهشت میرسد٠٠٠


درهای زندگی  همیشه باز است

 همچنان که آفتاب


هر روز در پیراهن تو میتپد،

پنجره قلبت را بازبگذار٠٠٠عطری زیبا میخواهد به دیدار تو بیاید٠٠٠

دفتر چه خاطراتت را باز کن و سطر های سرد وبرهنه را بخوان٠٠٠


حتماً مرادرآخرین سطر خواهی یافت که به همراه کبوتر ها به تو خیره شده ام٠٠٠

مرا در ساقة یک شبدر گمنام و در ریشه های یک گندم مهربان بخوان

 

من در بالهای یک سینه سرخ خانه دارم


 من هر روز به هوا و آبهایی که در زیرپای تو میگذرند


سلام میفرستم


من سالها بیش ازآنکه زمین با خورشید دوست بوده با تو دوست بوده ام


 اگر همه دفتر های جهان هم مال من باشند


نمیتوانند حرفهایم را برایت بنویسند

اگر همه روز ها مال من باشند


  اگر همه شبها را در کاسه من بریزند

  اگر همه درختان بخاطر من مداد شوند


باز هم نمیتوانم گوشه ای از نگاه ترا بسرایم٠٠٠


دلم در سینه میتپد و حرفهایم از دهان تو بیرون می آید


 من بی تو یک قطره اشک نارسم٠٠٠


درهای زندگی بسته نیست

 چون تو هر روز گلهای آفتابگردان را به احوالپرسی من میفرستی


 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

تقدیم به رنگ مایه وجودم :  پدر عزیزم

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳۸٧ ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت