راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...


شاد باش !


چشمهء جوشان مهر و شفقّت باش


زندگی را به رقص در آور !


ترانه خوان باش


آنگاه هرچه از تو میجوشد ومی تراود زیبایی ست

 



 عشق بیشتر به رایحه می ماند تا گل !


گل دارای شکل وصورتی ست


شکل و صورت ؛ هرچیزی را محدود میکند


در حالیکه عشق حدی نداردو بیکرانه است


و بیکرانه در قالب هیچ شکلی نمیگنجد


اما این از جهل ماست که«به عشق شکل و صورت و رنگ و قالب میده»


ماییم که مرزها را می آفرینیم !


ماییم که قفس میسازیم


و هرچه در این زمینه توفیق بیشتری می یابیم


« عــــــشق  را کمـــــــــــتر تجربه میکنیم »


عشق پرنده ایی نغمه خوان است


در قفس ِ تنگ هرگز نمیخواند ۰۰۰میــــــــــــمیرد !


عشق پرنده ای ست که به پرواز زنده است


پرواز را نمیشود در قفس کرد !!!


پر ِ پرواز در قفس میشکند


این قفس حتی اگر از طلا ساخته شده باشد


باز موجب « مرگ پرنده »  میشود


پرنده ایی که آزادست با پرنده ایی که در قفس است فرق دارد


به ظاهر شبیه هم هستند اما در ماهیت باهم فرق دارند


پرنده ایی که آزادست ؛


در باد۰۰۰


در ابر و مِه و باران است


چنین پرنده ایی آزادست و به دلیل همین آزادی


«« سعـــــــــــــادتمند  »» است


پرنده ء قفسی۰۰۰


بظاهر پرنده است


امّا آسمان ندارد !


آزادی ندارد


سعادتمند نیـــــــــــــست


عـــــــــــــــشق  « پرنده » است

 


و عاشق آزادی ست


عشق به پهنه ء آسمان نیاز دارد تا رشد کند


عشق را هیچگاه در قفس نکن !


زندانی اش نکن !


به قالبش نریز !


و به آن صورت و شکل نده !


آن را به هیچ نامی ننام !


و هیچ برچسبی بر آن نچسبان ۰۰۰هرگز !


فقط بگذار عشق رایحه ایی باشد


نا پیدا و رها


آنگاه عشق فرصت می یابد


تا تو را بر بالهای خویش بنشاند

و به «««  فراسو »»» ببرد

نوشته شده در دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٧ ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت