راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

 

ما را رخصت نقش کردنت با توانمندی خود نیست


ای فروشونده ای که بامداد از تو بر آمد


ما از پوسته ی رنگ های کهن ات، می آوریم خطوط همسان و


پرتو های همسانت، که بدانان قدیس تو را می نهاند

تصاویری می سازیم پیشاپیش ات چون دیوارها


چنان که هزاران حصار گردت را می گیرند


زیرا که دستهای پارسامان می نهانندت،


خود آنگاه که دل هامان آشکارت می نگرند

نوشته شده در دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت