راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...


 زندگی ام را می زیم، در حلقه های بزرگ شونده ای


که خویش را بر اشیاء فرو می کشند


شاید[حلقه ی] واپسین را نتوانم به کمال برسانم،


اما آن را خواهم آزمود

گرد خدا می گردم، گرد آن برج کهن،


هزاره هاست می گردم؛


و هنوز نمی دانم: شاهینم، توفانم،


یا ترانه ای بزرگ!!!



 

نوشته شده در یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٧ ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت