راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

 

بیصدا تر از سکوت

در هبوطی از جنس دیوار

آرام مرده ام....

دیگر نوشدارویی مرا لازم نیست

من مسافر دورترین رود جهانم

و دلم به زبان تمام بوته های کویری سخن میگوید....

از همان جایی مرده ام که گمان میکردم عمر جاودان است!

دیگر حتی نامم را فراموش کرده ام

اگر روزی به اینجا رسیدی برای قلب تنهایم یک برگ گل آرامش هدیه

بیاور.....

 

نوشته شده در شنبه ٢٤ دی ۱۳۸٤ ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت