راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

من به همه احساسهای آبی رنگم مدیونم !

من به خودم۰۰۰۰

به قلبم مدیونم۰۰۰

من به همه ستاره های غریب مدیونم۰۰۰

من به همه پرستوهای مهاجر مدیونم۰۰۰

دیگر از من تا پروانه شدن راهی نیست

من به همه پیله های پرواز مدیونم

خودم را گم کردم۰۰۰۰

فراموش کردم ۰۰۰۰

مثل همیشه !

تا گلواژه رویا یک پلک زدن باقیست۰۰۰

من به همه خوابهای آرام جهان مدیونم۰۰۰

تا شب ساده ترانه شدن یک نت ( لا ) مونده

من به همه نه گفتنهای دلم مدیونم۰۰۰

من۰۰۰

من دارم دق میکنم !

و هیچ چیزی تسکینم نمیدهد ۰۰۰

نه واژه۰۰۰۰نه موسیقی آرام باران۰۰۰۰و نه تارهای گیتارم

و حتی قلم موی نقاشی من۰۰۰

همه در حلقه اشکم اسیرند !

من به همه اشکهایم مدیونم !

به شاخه های سرخ محبت مدیونم۰۰۰

من به آسمان۰۰۰۰

من به زمین۰۰۰۰

من به خدا مدیونم ۰۰۰۰

تو چه میدانی دردم را۰۰۰۰

من به همه صبورانه هایم مدیونم۰۰۰۰

من۰۰۰

دارم۰۰۰۰

دق۰۰۰۰

میکنم۰۰۰۰

اما صبور باش !

من به همه بغضهای جهان مدیونم۰۰۰

من به درماندگی صخره و سنگ


من به آوارگی ابر ونسیم


من به سرگشتگی ‌آهوی دشت


من به تنهایی خود می مانم


من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی


گیسوان تو به یادم می آید


من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی


شعر چشمان تو را می خوانم


چشم تو چشمه شوق


چشم تو ژرفترین راز وجود


برگ بید است که با زمزمه جاری باد


تن به وارستن عمر ابدی می سپرد


تو تماشا کن


که بهار دیگر


پاورچین پاورچین


از دل تاریکی می گذرد


و تو در خوابی


و پرستوها خوابند


و تو می اندیشی


به بهار دیگر


و به یاری دیگر


نه بهاری


و نه یاری دیگر


حیف !


اما من و تو


دور از هم می پوسیم


غمم از وحشت پوسیدن نیست۰۰۰


غمم از زیستن بی تو دراین لحظه پر دلهره است۰۰۰


دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست۰۰۰


از سر این بام


این صحرا این دریا


پر خواهم زد خواهم مرد


غم تو این غم شیرین را


با خود خواهم برد


من احساسم را با خود خواهم برد

خواهم رفت از این کوچه ء تاریک

که برای دل من شب را تفسیر نکرد

اما۰۰۰۰

من به همه لحظه های با تو بودن مدیونم ۰۰۰۰

نوشته شده در چهارشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٦ ساعت ۳:۳٩ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت