راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

جا پای تو مونده هنوز رو نقش این دل تنها......

کاش فقط ای کاش گل را کسی از شاخه نمی چید....

و دل را به تنهایی نمی سپرد!

برف و سرما مهمون شهر من شده اما دلم به نور تو روشنه...

میخوام هر چی گل روی زمینه به تو تقدیم کنم ....

            

دانه های سپید برف دانه دانه روی زمین میشینه...

شهر زیبای مرا سپید پوش کرده....

منظره ی برف بقدری قشنگه که میشه اونو با زیباترین چمن زار مقایسه کرد!

فقط یادمون باشه بغیر از زیبایی

برف سرما رو هم برامون میاره.....

بیاد اون کسانیکه توی سرما اسیرند هم باشیم...

اینقدر غرق بر طرف کردن سرمای دلها نشیم که ....

بعضی ها رو توی برف تنها بذاریم ....

که تا صبحی که ما شاد و گرم از خواب بیدار میشیم....

اونا یخ زده باشند....

روح لطیفمون فقط دونه دادن به پرنده ها نباشه...

دریابیم اونا رو تا قبل از اینکه یخ بزنن !

دوست بداریم و کمک کنیم همه گرم باشند!

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ دی ۱۳۸٤ ساعت ٤:۳٤ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت