راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

اين روزها که  ميگذرد....

 هر روزاحساس ميکنم .....

که کسي در باد فرياد ميزند.....

 احساس ميکنم که مرا ...

از عمق جاده هاي مه آلود...

 يک آشناي دور صدا ميزند....

یک آشنای دور که از خویشتن منست....

می شناسمش و ناشناخته مانده است......

دوستش دارم و دوستم دارد......

میخوانمش و اسمم را زمزمه میکند....

او پاره ء وجود منست.....

او کیست..............؟؟؟؟؟؟

او کجاست............؟؟؟؟؟

..............

نوشته شده در دوشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٥ ساعت ٦:۳٦ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت