راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

شبهاي تابستان همچون انتظار بي تابند......

برگها با آواز باد مستانه مي رقصند......

موج بر پيكر دريا آرام ندارد......

آسمان سرشار از نغمه مهتاب است و زندگي منتظر تولد آفتاب.......

در عطش لحظه هاي بي قراري .......

صدايت مي كنم اي عشق ؛؛ كه در كوران بغض هاي شبانه ام فراموش شدي......

صدايت مي كنم تا ؛گمشده ام را در آنسوي نگاهم بيابم .......

گمشده اي كه تشنه چشمه سارهاي دشت رؤياست......

و در انتظار ديدارت پيله لحظه ها را چنگ مي زند......

گمشده اي كه در وزش نسيم نيمه هاي شب ؛؛ كودكانه بهانه ات مي گيرد......

گمشده اي كه شقايق آرميده در چمن زار ؛؛ آن را " دل " زمزمه مي كرد......

 و من همچنان نام تو را بر لب دارم........

دوستت دارم ای رگ پنهان هستی ام.......

بر سر شانه های انتظار آرام خفته ام...

                                     شنبه / چهارم / شهریور ماه

نوشته شده در جمعه ۳ شهریور ۱۳۸٥ ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت