راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

ta ra neh ha

وقتی بچه بودم همیشه از اینکه ماه عوض میشد تعجب میکردم

با خودم میگفتم یعنی چه کسی یه تیکه از ماه رو کنده و برده؟

کوچیک که بودم فکرای بزرگ بزرگ داشتم

اما حالا که بزرگ شدم فکرم فقط در حد این محدوده ءکوچیک قلبمه.....

عجیبه نه؟

اما بقول شاعر:

آبی تر از آنم که بیرنگ بمیرم

از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم

تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم

شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیرم

.........یا حق

             سه شنبه / بیست و چهارم /مرداد ماه


نوشته شده در دوشنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٥ ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت