راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

امروز اومدم بگم این مسافر داره میره......

رسم ادب نبود بدون خداحافظی برم.....

کوله بار سبکم که فقط یه قلم و کاغذ بود که او نا رو هم هم اینجا میگذارم و میرم......

میروم با خودم خلوت کنم .....

دوباره برمیگردم !

چون یک کار نیمه تموم دارم ....

داستان رو میگم.....

اما نمیدونم کی .....

شاید یکروز دیگه ......یک هفته......یک ماه ......شاید هم.........

این وبلاگ رو خیلی دوست دارم......

اما

باید بروم

همراهانم عبارتند از :

دستان سردم......قلب شکسته ام.....چشمان خسته ام ....

و یک جفت کفش که پاهای مصمم منو پوشش داده.....

خب این مسافر یه آرزو داشت تو سینه........

بیخیال

خدا حافظ راز پروازم

خداحافظ عشق آسمانی ام

خداحافظ دوستان مهربانم

یا حق

                       چهارشنبه / یازدهم/ مرداد ماه

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٥ ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت