راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

تکه هایم 

بر دوش لحظه ها میگذرند 

و من، آرام میبارم بغض خفته ام را بر پیکر پنجره ای

که چشم اندازی جز اندوه نداشت

و من هر روز بر اندام مرگ جوانه میزنم

غروب جمعه ست و منو تنهایی و یک عالمه باران

ماه رجب از راه رسیده و دلم پر میزنه برای گلدسته های امامزاده صالح

یادم باشد تنهایم

ماه بالای سر تنهاییست

نوشته شده در جمعه ٦ امرداد ۱۳۸٥ ساعت ٧:٠۳ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت