راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

کوله بارم چه سبک شده است....

فقط يک قلم و يک دفتر....

به آنهم دل نمی بندم.....

تا ديروز يه عالمه ياد و خاطره و عشق بود در کوله بارم....

اما در حضور سرد تو همه يخ بست و فنا شد....

ديگر بر کوله بارم قفلی از جنس تنهايی ميزنم ....

ميدانم دوست داشتنم....بودنم.....و ماندنم ديگر هيچ مهم نيست !

من مسافر راههای تو در توی مه آلودم.....

 و اين مسافر در اين وبلاگ هم مينويسد:

 

http://rain2006.blogfa.com

يا حق

                                    جمعه /نهم /تيرماه

 

نوشته شده در پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۸٥ ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت