راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

Image and video hosting by TinyPic

** از  امشب  خواب هايم براي تو  **

 

 

 از اين پس با چشمهاي باز مي خوابم .....

 

 از اينجا به بعد چشمهايم از  غروب نگاه هاي آشنا ....

 

مي آيد  و مي رود كه بيايد از طلوع چشمهايي كه

 

نديدم  . از اينجا به بعد كه تو چترت را نو مي كني ، ....و من زير باران می چرخم.....

 

من از راههاي پر از چتر رفته بر مي گردم ...و تمام چترهايت را حراج ابرهای پر باران

 

ميکنم............ميدونی بارون همه قشنگيش اينه که خيست کنه.....از اشک ....از عشق...

 

از تنهايی......و من می آيم......

 

ولي تو آمدنم را خواب نخواهي ديد .....

 

 

 از اينجا به هر كجا من بدون ساعت راه مي روم بدون تيک تاک های مدام....

 

 و بدونِِ هر روز كه صبح را  از پنجره به عصر مي برد...>نگاهی که گذشتن دقايق را

 

ميکاود و در هيجان صبحی ديگر .....خواهد ماند

 

و پاي سكوت ماه به خاطره خيره مي شود . .....و ماه اون بالا بر اين همه شوريدگی خواهد

 

خنديد........

 

 از اينجا به بعد دنيا زير قدم هايم تمام مي شود .......تمام ميشود.......

 

 و تو از دور چشمهای با ز را خواهي ديد .....

نوشته شده در شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٥ ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت