راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

تمام زوايای اتاقم را در نورديدم.....

بالا به پايين .....پايين به بالا.....

مثل هميشه های درگيری ام با ذهنم دستهايم را در جيبهای شلوارم کرده ام

تا بتوانم ذهنم را سر و سامان بدهم.....

نميتوانم خودمو  بفهمم......

هميشه معادله ی بودن را در يک فرايند ساده ی زيستن حل ميکردم

حالا بدون تو ماندنم را در هيچ معادله ی حتی چندين مجهولی

نمی توانم حل کنم!

گفته بودم دارم کم ميارم اما باز اون موقع فکر ميکردم

يه راهی پيدا ميکنم

اما حالا ميخوام بگم :

پروای گسستنم نيست و تاب ماندنم!

مثل يه پر اسير دست باد که نه يک نسيمم!

بد جور فکرم مشغوله .....

هيچکس خونه نيست !

منم و تنهايی و يک عالمه انتظار!

با خودم گفتم : فردا برای اين مشکل يه راه حل پيدا ميکنم!

اما عقلم بهم نيشخند زد و گفت: فردا هم مثل امروز!

دلم فرياد زد: گول نخور ! تو ميتونی ادامه بدی ؛ هنوزم ساقه احساست زنده است!

ابعاد اين اتاق فقط جسمم را محدود ميکند اما روحم را نه!

راستش از راه رفتن خسته شدم

ميخواهم بنشينم و با سر انگشت آسودگی بند کفشهايم را باز کنم....

نه اينکه خسته از با تو بودن باشم نه!

تو و فکر تو بهترين بخش ذهن منه......

ميدونی گاهی قاطی ميکنم ....

بقول يه دوست همش تقصير اين همه فرموله.....

ديروز که توی آزمايشگاه بودم ......

يادم نيست کی غرق خيال تو شدم که با صدای استاد و خنده ی بقيه

بخودم اومدم!

استاد بدون اينکه بروی خودش بياره فقط از من خواست برم کمی استراحت کنم!

....................

منم يه راست اومدم خونه....

 وتازه يادم اومد کليدمو توی خونه صبح جا گذاشتم ....

مجبور شدم از پنجره برم توی خونه.....

وقتی پريدم توی آشپز خونه .....خنده ام گرفته بود

چون تمام عمرم کلی کليد گم کرده ام و بارها به نيروی جسارت از جاهای بلند

پريده ام!

و گاهی موجب شگفتی پدر و مادرم رو فراهم کرده ام

گاهی خودمو هم متعجب کرده ام.....

ميدونی دلم يه آسمون ميخواد که هيچ چشمی اونو به ديدن آلوده نکرده باشه!

ميخوام توی آبی آسمون از لحن مهربون چشمای تو بگم

و رنگ دلت که مثل بهار سبزه سبزه.....

خيلی وقته پاييز ذهنمو به بهار وجودت گره زده ام....

در پناه خنده ی زيبای تو غم غربتم رنگ باخته است.....

من مجنون ترين مسافر روی زمينم.....

خدا بدادم برسه!

اين دفعه بخدا خيلی محتاج دعا هستم!

دوستت دارم.......

دانلود کنيد.....

بی تو میمیرم   ======= >  حامد

نوشته شده در جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٥ ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت