راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

بخار ميشوم...می بينی؟

دارم ذوب ميشوم....ميدانی؟

تبخيری بدون ميعان

ذوبی بدون انجماد

اما ديگر بر اين گور گريه نمی کنم

يعنی ديگه اشکی ندارم......

آرام در خود سوزی ام....

شعله ای ندارم

در درون ميگدازم

آتشفشانی درونی....

بی نهايتی در پايان....

پايانی در ابديتی اساطيری....

ای بابا باز دارم قاطی حرف ميزنم

خودتون تفسيرش کنيد!

نوشته شده در چهارشنبه ٧ دی ۱۳۸٤ ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت