راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

 

هرگز  نقاش خوبی نخواهم شد

 

                امشب  دلی کشیدم

 

                            شبیه سیبی....!

 

که بخاطر لرزش دستانم

 

              در زیر آواری از رنگ ها

 

                              مدفون شد...!

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠ ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()

آغاز انسان

از بهشت که بیرون آمد،

 دارایی اش فقط یک سیب بود

 سیبی که به وسوسه آن را چیده بود و مکافات این وسوسه هبوط بود

فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری

 زمین جای تو نیست....

 زمین همه ظلم است و فساد....

انسان گفت: اما من به خودم ظلم کرده ام....

 زمین تاوان ظلم من است....

 اگر خدا چنین می خواهد، پس زمین از بهشت بهتر است....

خدا گفت: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند

 از زمین می گذرد؛

 زمینی آکنده از شر و خیر،

 آکنده از حق و باطل، از خطا و از صواب؛

 و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد، تو باز خواهی گشت، وگرنه...

و فرشته ها همه گریستند....

 اما انسان نرفت....

 انسان نمی توانست برود....

 انسان بر درگاه بهشت وامانده بود...

 می ترسید و مردد بود....

و آن وقت خدا چیزی به انسان داد....

 چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت....

انسان دستهایش را گشود و خدا به او اختیار داد....

خدا گفت: حال انتخاب کن..!

 زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی....

 برو و بهترین را برگزین که بهشت، پاداش به گزیدن توست....

عقل و دل و هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد،

 تا تو بهترین را برگزینی...

 و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد...

 رنج و صبوری را...

 واین آغاز انسان بود...!

پایان کبوتر...

گوش کن ، دورترین مرغ جهان می خواند

 


شب سلیس است، و یکدست ، و باز...

 


شمعدانی ها

 


و صدادارترین شاخه فصل ، ماه را می شنوند

پلکان جلو ساختمان ،

 


در فانوس به دست

 


و در اسراف نسیم ،

گوش کن ، جاده صدا می زند از دور قدم های ترا

 


چشم تو زینت تاریکی نیست

 


پلک ها را بتکان ، کفش به پا کن ، و بیا

 


و بیا تا جایی ، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد

 


و زمان روی کلوخی بنشیند با تو

 


و مزامیر شب اندام ترا، مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند



پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت :

 


بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است

 

                    زنده یاد سهراب سپهری

 

نوشته شده در چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠ ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت