راز پرواز...

پرواز یعنی رسیدن.... تارهایی...

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم


دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد


روزگار غریبی است نازنین


و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند


عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد


شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد


روزگار غریبی است نازنین


و در این بن بست کج و پیچ سرما


آتش را به سوگوار سرود و شعر فروزان می دارند

به اندیشیدن خطر مکن


روزگار غریبی است نازنین


آنکه بر در می کوبد شباهنگام


به کشتن چراغ آمده است


نور را در پستوی خانه نهان باید کرد


دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم


دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد


روزگار غریبی است نازنین


نور را در پستوی خانه نهان باید کرد


عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد


آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر با کُنده و ساطوری خون آلود


و تبسم را بر لبها جراحی می کنند


و ترانه را بر دهان


کباب قناری بر آتش سوسن و یاس


شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد


ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است


خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد


خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

 

                                                         "احمد شاملو"

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()

سلام دوستان عزیزم

قبل از هر صحبتی یک مطلب رو دلم میخواهد بنویسم :

روز عشق بنظر من فرقی ندارد ولنتاین باشد یا سپندار مزگان !

هر روزی که عاشق باشی اون روز قشنگه

و از نظر من وطن یعنی همه دنیا !

به همه انسانها باید احترام گذاشت و دوستشان داشت

و از سبکها و روشهای زیبای زندگی کردن باید تمجید کرد

ولنتاین یک روز از همین روزهاست

البته من امروز میخواهم درباره کلیاتی از این روز بنویسم

و به زمان خودش در مورد جشن باستانی ایرانیان

سپندار مزگان هم خواهم نوشت

بنظر من جشن های ملل زیبا هستند

و هرچه با اقوام و ملتها بیشتر آشنا شویم بر یگانگی مان افزوده خواهد شد

 

http://www.jellybabys.co.uk/blog/wp-content/uploads/2007/09/animated-valentine-heart-for-blog.jpghttp://www.jellybabys.co.uk/blog/wp-content/uploads/2007/09/animated-valentine-heart-for-blog.jpghttp://www.jellybabys.co.uk/blog/wp-content/uploads/2007/09/animated-valentine-heart-for-blog.jpg

ولنتاین یا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوریه برابر با 25  بهمن  جشن گرفته میشود.


* سمبلهای ولنتاین شامل موارد زیر میباشد:

            


1- شکل یک قلب ساده و یا تیر خورده: از آنجـایـی کـه قـلب مرکز
احساسات عمیق،اصیل و پر شور است. قلب تیر خورده آسیب پذیری
عشق را نشان میدهد. هنگامی که شما از سوی معشوق خود طرد
میشود. قلب تیر خورده نشانه پیوند و اتحاد زن و مرد نیز میباشد0


2- کیوپید(CUPID):

 

کـه به شـکل یک کودک برهنه، فربه و
بالدار ترسیم میگردد. این کودک شیطان با لبخندی موذیانه
تـیـر و کمان نیز با خود حمل میکند. چنانچه یکی از تیرهای
این کودک به قلب فردی اصابت کند وی فورا عاشق میشود.
کـیوپید در واقع پسر ونوس الهه عشق و زیبایی در افسانه
های روم باستان  می بـاشد. معنی لغوی آن "آرزو " است.
کوپید برخی اوقات آمور
(AMOR)
نیز نامیده میگردد. همتای
کوپید در افسانه های یونانی اروس (
(EROS نام دارد0

 


3- کبوتر،قمری و مرغ عشق: این پرندگان
نماد وفاداری، پاکی و معصومیت هستند0

 

4- گل رز: گل سرخ شهبانوی گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و
گذشت0

5-تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـکـیـل
میـداده است. در زمــانهای دیرین رسم برآن بوده که هرگاه
دسـتـمال خـانمـی به زمیــن می افتاد مردی که متوجه آن
میشده بلافاصله آن را از زمین برداشته و به  زن میداد0

6- گره های عشق: از یک سری حلقه های در هم تنیده و بافته
شـده تشکـیـل یـــافته اند. این حلقه ها آغاز و پایانی ندارند و نماد
عشق جاودانی و پایدار است0

7- علامت"X":این علامت به معنی بوسه در کارت های تبریک و نامه های روز ولنتاین است0


8- روبان قرمز: این رسم به زمانهای قدیم بازمیگردد که شوالیه ها
هنـگـامیکه عـازم جنـگ بودند نوار یا روسری از معشوقه خود دریافت
کرده و آن را به یادگار با خود میبردند0


 * سالیانه بیش از یک میلیارد کارت تبریک ولنتاین در سراسر جهان رد و بدل میگردد که 85 درصد آنها توسط زنان خریداری میشود.



* سالیانه 50 میلیون گل رز و میلیونها جعبه شکلات در سالروز ولنتاین هدیه داده میشود که اغلب آنها را مردان خریداری میکنند.



* هدایای روز ولنتاین شامل: گل رز و یا دسته گل کوچک، شکلات، کارت تبریک ولنتاین، عروسک، شمع، یک نامه عاشقانه، یک قطعه شعر عاشقانه و یا هدیه کوچک.
                                             

                                          

 

 

* رنگهای روز ولنتاین شامل قرمز، سفید و صورتی است0

* در خصوص تاریخچه و مبداء ولنتاین اختلاف نظر وجود داشته تا جایی که ولنتاین با افسانه در آمیخته است0



* هویت ولنتاین مبهم است. در کل 3 روایت در رابطه با ولنتاین نقل گردیده که به آنها

اشاره میکنم:

 

* جشنواره ای به نام LUPERCALIA که 15 فوریه  در رم باستان میان کافران متداول بوده است. لوپرکالیا جشن تطهیر و زمان خانه تکانی بوده است. در این جشن مشرکین از خدای LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هایشان از گزند گرگها قدردانی میکردند. در این فستیوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خدای حاصلخیزی، باروری و جنگلها رومیان یک سگ و دو بز نر را قربانی کرده و از پوست آنها شلاق میساختند. مردان با این شلاقها به میان مردم رفته و به هر کسی که میرسیدند ضربه ای با شلاق به آنها میزدند. دختران  داوطلبانه برای شلاق خوردن صف میکشیدند. آنها اعتقاد داشتند که شلاق خوردن با تازیانه های ساخته شده از پوست بز باروری آنها را تضمین میکند. همچنین در این جشن طی بزرگداشت الهه ای بنام   JUNO FEBRUTA  زنان مجرد نامه های عاشقانه مینوشتند و درون گلدانهایی می انداختند. (و یا تنها نام خود را روی برگه ای مینوشتند) مردان مجرد روم نیز هر کدام یکی از این یادداشتها را از درون گلدانها بیرون کشیده و مشتاقانه بدنبال دختر نویسنده نامه میرفتند. (نوعی دوست یابی) این آشنایی ها اغلب به ازدواج می انجامید. این رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجیح دادند پیش از آشنایی زن را ببینند!

 

 


* کلیسای کاتولیک حداقل 3 قدیس بنام VALENTINE و یا VALENTINUS شناسایی کرده  که هر سه در روز 14 فوریه به شهادت رسیده اند0


* ولنتاین مقدس یک کشیش مسیحی بوده که در قرن سوم خدمت میکرده است. زمانی که امپراطور CLADIUS دوم بر روم حکمرانی میکرده. کلادیوس دریافت که مردان مجرد از آنجایی که همسر و خانواده ای ندارند (مردان متاهل حاضر به ترک همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بیشتر به سربازی روی آورده و سربازان بهتر، کاراتر و جنگجو تری نیز میباشند. از همین رو ازدواج را برای مردان جوان غیر قانونی و ممنوع اعلام کرد. ولنتاین که این حکم را ناعادلانه و ظالمانه میپنداشت از فرمان کلادیوس سرباز زد. ولنتاین مخفیانه عشاق جوان را به عقد یکدیگر در می آورد. هنگامی که این عمل ولنتاین بر ملا گشت کلودیوس حکم اعدام وی را صادر کرد0

 


* خود ولنتاین نخستین فردی بود که برای اولین بار نامه ولنتاین را نگاشت. وی هنگامی که در زندان بسر میبرد دلداده دختر جوانی شد که دختر زندانبان وی بود. این دختر جوان  زمانی که ولنتاین در بازداشت بسر میبرد به ملاقات وی می آمد. در انتهای این نامه ولنتاین چنین نوشته بود: "از طرف ولنتاین تو." این عبارت کماکان در نامه های روز ولنتاین استفاده میشود0


* ولنتاین در روز 14 فوریه اعدام شد. تقریبا در سال 269 پس از میلاد. به گرامیداشت وی کلیسایی در سال 350 پس از میلاد  بنا گردید که پیکر وی نیز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاین سالروز مرگ و خاک سپاری ولنتاین میباشد0



* پاپ  اعظم GLASIUS فردی بود که  روز 14 فوریه را، در سال 498 پس از میلاد، روز ولنتاین (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وی این روز را جایگزین آیین کفرآمیز لوپرکالیا که مختص کافران بود کرد. وی در گلدانها عوض نام دختران اسامی مقدسین مسیحی را نهاد. و با این کار به لوپرکالیا تقدس بخشید. در این آیین مرد و زن هر دو یک نام قدیس را از گلدان بیرون میکشیدند که میبایست تا آخر سال خصوصیات اخلاقی آن قدیس را  الگو قرار داده  و در خود متجلی می ساختند.


* روایت دیگر: در دوران کلادیوس مسیحیت به شدت سرکوب میشد. ولنتاین نه تنها کشیش و مبلغ مسیحیت بود بلکه رهبر جنبش زیر زمینی مسیحیان نیز بود. اغلب کشیشها در این دوران زندانی و سپس اعدام گردیدند. ولنتاین پس از به زندان افتادن دختر نابینای زندانبان خود را شفا میدهد. کلادیوس پس از اینکه از این خبر مطلع میگردد به خشم آمده و دستور میدهد سر وی را از تنش جدا سازند

 

 

* کهن ترین نامه و شعر ولنتاین توسط چارلز، دوک اورلئان نگاشته شد. وی زمانی که در سال 1415 و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر میبرد این نامه را برای همسر خود نوشت0


* روایت دیگر حاکی از آن است که ولنتاین یک مسیحی بوده که عاشق کودکان بوده. اما از آنجایی که وی از پرستش خدایان سر باز میزده به زندان فرستاده میشود. اما کودکان که به وی علاقه مند بودند دلتنگ وی شده و برای وی پیامهای مهر آمیزی مینوشتند. این کودکان نامه ها را از لابه لای میله های زندان به درون سلول ولنتاین می انداختند. وی در سال 14 فوریه 269 پس از میلاد  اعدام شد.



* برخی هم روز ولنتاین را به باور مردمان انگلیس و فرانسه قرون وسطی نسبت

میدهند. آنها اعتقاد داشتند که پرندگان در روز 14 فوریه جفت خود را انتخاب میکنند0

 

 

 


* برگزاری جشن ولنتاین امروزی از دو کشور فرانسه و انگلیس آغاز  گردیده است.



* ابتدا کارتهای تبریک ولنتاین را هر کس خودش تهیه میکرد اما از سال 1800 کارتهای تبریک ولنتاین تجاری به بازار عرضه گشت. البته این کارتها نیز دست نوشته و دارای نمادهای ولنتاین نقاشی شده بودند. سپس کارتهای تبریک چاپی جایگزین آنها گردید0



* در گذشته دور در ایتالیا و انگلیس رسم بر آن بود که زنان مجرد پیش از طلوع آفتاب روز ولنتاین از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود می ایستادند تا مردی از مقابل پنجره آنان عبور کند. اعتقاد بر آن بود که با اولین مردی  که در آن روز ببینند، ظرف یکسال  ازدواج خواهند کرد. شکسپیر نیز در نمایشنامه هملت به این باور اشاره کرده است0


* در برخی کشورها رسم بر این است که مردان جوان روز ولنتاین لباس به زنان هدیه میدهند. چنانچه زن آن لباس را برای خود نگه دارد نشانه آنست که زن خواهان ازدواج با آن مرد است0


* در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستین لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شوید0


* در زمانهای گذشته در ولز چنین  مرسوم بود که در سالروز ولنتاین قاشقهای چوبی به یکدیگر هدیه بدهند. روی این قاشقهای چوبی معمولا نقش قلب و کلید و قفل کنده کاری شده بود. معنی این کنده کاریها چنین بود: "تو قلب مرا گشوده ای" یا "کلید دروازه قلب من دست توست." 000



* برخی باورهای آمیخته با خرافات نیز در رابطه با روز ولنتاین وجود دارد.  اگر در این روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد کرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسیار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره  باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد0



* کودکان انگلیسی در صدها سال پیش در این روز مانند بزرگترها لباس بتن میکردند و خانه به خانه به ترانه سرایی و آواز خوانی میپرداختند0



* اما در ژاپن و کره روز ولنتاین به گونه ای دیگر مرسوم است. روز ولنتاین این دختران هستند که باید به مردان شکلات هدیه بدهند. زنان شاغل به اجبار باید به تمام همکاران مرد خود بویژه رییس خود شکلات هدیه بدهند. اما در روزی موسوم به "روز سفید"(WHITE DAY) که تاریخ آن 14 مارس میباشد مردان برای جبران محبت خانمها به آنها هدیه میدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هدیه مردان معمولا یک لباس زنانه سفید رنگ است0


* در چین هم افسانه ای  وجود دارد که نمادی از عشق است و روز ولنتاین چینی ها محسوب میگردد. این روز هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی  است. این روز فستیوال دختران نیز نامیده میگردد. در این روز مردم چین به ستاره ها خیره میشوند. دختران نیز دعا میکنند تا کدبانوهای با کفایتی در آینده شوند و همچنین شوهر مناسبی نصیبشان گردد. پسران مجرد نیز دعا میکنند  تا هر چه زودتر معشوق خود را بیابند.


* بنابراین روز ولنتاین از روم به فرانسه و انگلیس  وسپس به آمریکا راه یافت و اکنون در تمام جهان جشن گرفته میشود 0

بهر صورت و به هر آیین عشق زیباست و روزی برای آن قرار دادن کمی کم لطفی ست

امیدوارم هر روزتان با عشق عجین باشد000

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()

 

یک روز که باران پی در پی می بارد

و پنجره همچنان هوای مرطوب را نفس می کشد

من باخیال آبی رنگت خلوت میکنم

باز شاعر شده ام

نه پرواز و نه پروانگی000

دلتنگ هم نیستم !

بیاد شعری از قیصر عزیز افتادم که سروده است :

نه!

کاری به کار عشق ندارم

من هیچ چیز و هیچ کسی را

دیگر

در این زمانه دوست ندارم

انگار

این روزگار چشم ندارد من و تو را

یک روز

خوشحال و بی ملال ببیند

زیرا

هر چیز و هر کسی را

که دوست تر بداری

حتی اگر که یک نخ سیگار

یا زهرمار باشد000

از تو دریغ می کند

پس من با همه وجودم

خودم را زدم به مردن

تا روزگار ، دیگر

کاری به کار من نداشته باشد

این شعر تازه را هم

ناگفته می گذارم000

تا روزگار بو نبرد000

 

گفتم که

کاری به کار عشق ندارم!

000000

میدونی چرا به جای نقطه چین صفر میگذارم؟

چون بعد از تمام نا تمامی که میگویم

به اتمام می رسم !000

یعنی حرف در هجای آخر خشک می شود

چرا دلتنگ باشم؟

من در همه ء لحظاتی که تو را داشته ام عاشق بوده ام

دیگر از چه دلتنگ شوم؟

نه چیزی برای افسوس دارم و نه حتی غمی برای خوردن !

آهنگ تمام لحظاتم پر از معنای ناب زیستن است

اگر تنها پشت این پنجره شاعر شده ام بخاطر بارانی ست

000که همیشه تو را بیادم می آورد

و آه یک لحظه که به مرگ نزدیکترم می کند000

و اینکه یک لحظه کمتر عاشق خواهم بود

دلم می خواست

از این قالب تنگ و ملال آور

به ژرفای وسیع بی نهایت پر کشم 

به آنجائیکه ذرات اثیری

همرهم باشد

به جایی که در آن 

عشق و رهایی سهل تر باشد 

به رویایی که در آن سوی حرص و پول و غم باشد 

به دور از رنج و حرمان و ستم باشد

تهی از خون و آتش  

یا که درد بیش و کم باشد 

 

دلم می خواست

از بهر خلاصم معبری باشد 

طنابی 000نردبانی 000 کوره راهی در میان جنگلی

آکنده از تیغ تری باشد 

شکافد سینه پردرد مالامال از اندوه سردم را

که مرغ جان من

بگریزد از این محبس تاریک و ظلمانی 

سکوت و بهت و حیرانی

کند آواز در باغی

که اهلش از دروغ و فتنه و نیرنگ و خودخواهی تهی باشند

و شاید هم که از جنس پری باشند0000

دیگر باران نمی بارد

می روم در ملال آور ترین لحظه

آهنگ نشاط جوانی ام را بنوازم

تا دوباره در نوسان ساده تایمز زنده شوم

و با قایقهای رنگارنگ به ساحل های دور سفر کنم

جاییکه تو باشی و من و خیال !

میگذارم در کشاکش این وهم خاموش رشد کنی و بیاسایی000

درباره ام خواهی نوشت :

 

بیمار نبود

دیوانه هم حتی

تنها

سال های سال

بیم آن داشت

که پرنده ی جَلدش

پاگیرِ قفس نشود!

0000000

و قفس همان حجم ساده و آهنین یاد است

که تو را و مراپایبند نگاه سرد خویش میسازد

                                    تنهاترین پرنده

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()

به گنجشک گفتند، بنویس:
عقابی پرید٠٠٠
عقابی فقط دانه از دست خورشید چید٠٠٠
عقابی دلش آسمان، بالش از باد،
به خاک و زمین تن نداد

*
و گنجشک هر روز
همین جمله‌ها را نوشت
وهی صفحه، صفحه
وهی سطر، سطر
چه خوش خط و خوانا نوشت

*
وهر روز دفتر مشق او را
معلم ورق زد
وهر روز هم گفت: آفرین
چه شاگرد خوبی، همین

*
ولی بچه گنجشک یک روز
با خودش فکر کرد:
برای من این آفرین‌ها که بس نیست!
سوال من این است
چرا آسمان خالی افتاده آنجا
برای عقابی شدن
چرا هیچ کس نیست؟

*
چقدر از "عقابی پرید"
فقط رونویسی کنیم
چقدر آسمان، خط خطی
بال کاهی
چرا پرکشیدن فقط روی کاغذ
چرا نقطه هر روز با از سر خط
چرا٠٠٠؟
برای پریدن از این صفحه ها
نیست راهی؟

*
و گنجشک کوچک پرید
به آن دورها
به آنجا که انگشت هر شاخه ای رو به اوست
به آن نورها
وهی دور و هی دور و هی دورتر
و از هر عقابی که گفتند مغرورتر
و گنجشک شد نقطه ای
نه در آخر جمله در دفتر این و آن
که بر صورت آسمان
میان دو ابروی رنگین کمان

*

برای دوست داشتن دیر شده

برای رهایی دیر شده

حتی برای تنهایی هم دیر شده

من از تنهایی تنها تر

000و تو از رهایی رهاتر

میخواهم بر بلندای این کهن کوه

بغض دیرگاهم را فریاد کنم

من تنهاترین پرنده

در این همهمه پرواز رها می شوم

تا000تا گنجشک وجودم عقاب شود

بگذار در هوای بارانی وجودت رها شوم

بگذار باران شود این قطره ء کوچک

میدانم در این هیاهوی پرواز

هم بال ستاره هایی

اما ای بال من

هم پرواز من

مرا در این وادی نیز رهنما باش000

                           00000تنها ترین پرنده

نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج

اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با دلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟

نوشته شده در پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()

When someone tells you that you can't do
something...
 

Look around...
 
 

Consider all options...

 

Then GO for it!
 

Use all the things God gave you!
 
 
 
 
Be creative!
 
 


In the end, you will succeed and prove them wrong!
 
 

Always remember
 

"Nothing is impossible, if your heart is willing"
نوشته شده در دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ توسط تنها ترین پرنده| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت